جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتهنر و ادبیاتخنیاگران خواجه

خنیاگران خواجه

24 فروردین 1404
Claudio Listanti، علی غریب‌دوست، سبا امیری
هنر و ادبیات
825 بازدید
تصویری از خوانندگان اخته یا کاستراتوها در کلیسا

امروزه آثار موسیقایی سده‌های هفدهم تا هجدهم بیش‌ از پیش مورد توجه واقع شده‌اند و تعداد بیشتری از شنوندگان و تماشاگران را جذب خود می‌کند. این علاقه به حدی افزایش‌ یافته که برنامه‌های مختص به این دوره با اشتیاق زیادی دنبال می‌شوند و این آثار به طور مداوم در فهرست برنامه‌های فصلی کنسرت‌ها و سالن‌های اپرا گنجانده شده و در نسخه‌های متعدد ضبط‌شده موسیقی بازتولید می‌شوند.

در این دوره درخشان از تاریخ موسیقی، خوانندگان کاستراتی¹ نقش مهمی در بخش‌های صرفاً آوازی ایفا کردند. مهارت آوازی این خوانندگان به‌قدری بر تولیدات اپرایی آن زمان تأثیر گذاشت که بسیاری از شاهکارهای آن دوره عملاً غیرقابل‌اجرا شدند. بااین‌حال، این آثار تا به امروز باقی‌مانده‌اند و اجرای آن‌ها مبتنی بر نوعی «مدرن‌سازی» یا «به‌روزرسانی» آن سبک خاص آواز است که به ما امکان می‌دهد از آن نوع رپرتوار لذت ببریم. در این نوشته، ما قصد داریم خلاصه‌ای از اصول اجرایی امروزی را ارائه کنیم و درعین‌حال، درباره تنها اثر ضبط‌شده‌ای که از آخرین کاستراتو در ابتدای قرن بیستم در دسترس است، تأمل کنیم².

عمل وحشیانه اخته کردن یا کاستراسیون³ ریشه در تمدن‌های شرقی داشت، جایی که در دربارها استفاده از مردان اخته‌شده (خواجه‌ها) به‌ویژه برای نظارت بر حرم‌سراها امری رایج بود. این افراد برای قرارگرفتن در چنین موقعیتی، در دوران پیش از بلوغ یا در طول بلوغ تحت عمل جراحی قرار می‌گرفتند که منجر به قطع اندام تناسلی آن‌ها می‌شد. در مورد اول، این جراحی که امروزه آن را  ارکیکتومی⁴ می‌نامیم، باعث می‌شد که رشد طبیعی ویژگی‌های صوتی کودک متوقف شود و مانع از تغییر صدا⁵ شود. در نتیجه، صدای آن‌ها در حالت کودکانه باقی می‌ماند، درحالی‌که قفسه سینه و ظرفیت ریوی به طور طبیعی رشد می‌کرد. این ویژگی‌ها به خواننده این امکان را می‌داد که لطافت تُن صدا را باقدرت صوتی ترکیب کند و به پدیده‌ای خارق‌العاده در دنیای آواز تبدیل شود، تا جایی که از آن‌ها به‌عنوان خوانندگانی با ویژگی‌های ماورایی یاد می‌شد.

در ایتالیا که به‌عنوان سرزمین بلامنازع موسیقی و اپرا شناخته می‌شود، کاستراتوها که می‌توان آن‌ها را خوانندگان اخته‌شده یا به طور ساده‌تر  خنیاگران⁶ نامید، در قرون هفدهم و هجدهم به طور فزاینده‌ای مورد استفاده قرار گرفتند. نقش‌های آوازی بسیار چالش‌برانگیز و تأثیرگذاری که برای آن‌ها نوشته می‌شد، آن‌ها را به عناصری غیرقابل‌جایگزین برای اجراهای موسیقایی تبدیل کرد.

برای افزایش بی‌رحمی این عمل، باید گفت که اجرای آن با مشکلاتی از نظر اجتماعی نیز همراه بود. سن ایدئال برای اخته کردن یک کودک معمولاً بین هشت تا نه‌سالگی بود، یعنی پیش از آنکه تغییر صدای طبیعی (موتاسیونه⁷) رخ دهد. اغلب، این عمل بر روی کودکانی از طبقات فقیرتر جامعه انجام می‌شد، به‌ویژه در خانواده‌های پرجمعیت که در طبقات فرودست یا متوسط به سر می‌بردند و با این روش، از هزینه‌های اقتصادی مربوط به نگهداری آن‌ها رهایی می‌یافتند.

علاوه بر این، این جراحی‌های وحشیانه اغلب نه‌تنها توسط جراحان انجام می‌شد، بلکه پیشه‌ورانی مانند سلمانی‌ها نیز آن را در شرایط غیربهداشتی و نامناسب انجام می‌دادند. این موضوع خطر خونریزی‌های غیرقابل‌کنترل را افزایش می‌داد و احتمال عفونت‌ها را به‌شدت بالا می‌برد. در دوره‌ای که آنتی‌بیوتیک‌ها هنوز کشف نشده بودند، مرگ کودک پس از عمل چندان غیرمعمول نبود.

به این قساوت، بی‌رحمی دیگری نیز افزوده می‌شد: در برخی موارد، اخته‌سازی تأثیر مطلوب را نداشت و نتیجه‌ای جز نقص جسمانی دائمی به همراه نمی‌آورد. علاوه بر این، حتی در صورت موفقیت‌آمیز بودن جراحی، همه کودکان به خوانندگان برجسته تبدیل نمی‌شدند، بلکه این نتیجه بسیار نادر بود. در واقع، تنها تعداد کمی از خنیاگران که در تاریخ موسیقی به شهرت رسیدند، از میان انبوه کودکانی بودند که ناچار به پذیرش این عمل شده بودند.

از نظر رشد و آموزش موسیقیدانان، ناپولی⁸ شهری اساسی برای این نوع خوانندگان بود. در این شهر بوربونی⁹، مؤسساتی عمومی باهدف خیریه به نام کنسرواتوار¹⁰ وجود داشتند که در آن‌ها جوانان فقیر پناه داده می‌شدند تا از خیابان‌ها دور شده و فرصتی برای یادگیری یک حرفه به دست آورند. یکی از رشته‌های آموزشی این مراکز، موسیقی بود که به‌تدریج جایگاه برجسته‌ای در برنامه‌های آموزشی پیدا کرد.

در آن دوره، ناپولی دارای چهار کنسرواتوار بزرگ بود¹¹ و شاگردان این مراکز باید انضباط سختی را رعایت می‌کردند: زمان‌بندی‌های دقیق برای بیدارشدن صبح و خوابیدن شب، مقادیر محدود غذا و عدم وجود هیچ‌گونه سیستم گرمایشی در زمستان. بااین‌حال، خنیاگران بدون هیچ مشکلی در این مدارس پذیرفته می‌شدند و حتی از شرایطی کمی ملایم‌تر برخوردار بودند.

در این کنسرواتوارها برخی از بزرگ‌ترین موسیقیدانان آن زمان تدریس می‌کردند، از جمله استادان برجسته‌ای همچون آلِساندرو اِسکارلاتی¹²، تومازو ترائِتا¹³، نیکولو جوملی¹⁴ و نیکولا آنتونیو پورپورا¹⁵ که تنها چند نمونه از نام‌های مهم این دوره هستند.

آماده‌سازی خواننده بسیار دقیق و حساب‌شده بود. آموزش با تمرینات تنفسی آغاز می‌شد تا میزان هوای لازم به‌درستی وارد ریه‌ها شود. همین میزان دقت در آموزش هارمونی و کنترپوان نیز به کار می‌رفت. همچنین، تمرینات خاصی برای اجرای بخش آوازی در نظر گرفته می‌شد که شامل یادگیری نت‌های زینت‌، تریل‌ها¹⁶، وکالیزها¹⁷، تغییرات شدت صدا از فورته¹⁸ (قوی) تا پیانو¹⁹ (نرم) و پیانیسیمو²⁰ (بسیار نرم)، و تکنیک مِسا دی وچه²¹ (افزایش و کاهش تدریجی حجم صدا) بود که همگی از ویژگی‌های غنای خطوط آوازی موسیقی باروک محسوب می‌شدند.

علاوه بر ناپل، شهرهای دیگری نیز دارای مدارس موسیقی و آواز برجسته‌ای بودند. اما مهم‌ترین مرکز بی شک شهر  رم بود، جایی که گروه کُر پاپ²² که به‌عنوان کانون اصلی موسیقی مقدس در اروپا شناخته می‌شد در آن حضور داشت. در شهر ابدی، خنیاگران از یک مزیت بزرگ دیگر نیز بهره‌مند بودند؛ ممنوعیت حضور زنان روی صحنۀ اپرا که باعث می‌شد نقش‌های زنانه به‌صورت ویژه به آن‌ها اختصاص یابد.

در قرن‌های هفدهم و هجدهم خنیاگران ستارگان واقعی صحنه اپرا بودند، کاملاً قابل‌مقایسه با سوپراستارهای موسیقی ‌‌های عامه پسند امروز. آن‌ها مورد تحسین و ستایش تمام مردم، چه زنان و چه مردان، قرار داشتند و حضورشان بر روی صحنه مورد انتظار همگان بود و تماشاگران با شور و اشتیاق فراوان اجراهای آن‌ها را دنبال می‌کردند. شب‌های اجرای آن‌ها اغلب به جشن‌های پیروزمندانه‌ای تبدیل می‌شد که یادآور محبوبیت فوق‌العاده آن‌ها بود. گزارش‌های تاریخی به ما می‌گویند که این خوانندگان دارای صدایی فرشته‌گون²³ بودند که با لطافت خارق‌العاده‌ای همراه بود. آن‌ها قادر بودند پیانیسیموهای نامحسوس را با سادگی و طبیعی‌ترین حالت اجرا کنند و درعین‌حال، با بیشترین قدرت و تأثیرگذاری به فورته‌های کوبنده برسند.

وسعت صدای آن‌ها به سه اکتاو می‌رسید، از محدودۀ بم تا زیرترین نت‌ها، و گاهی حتی فراتر از آن. این ویژگی به آن‌ها این امکان را می‌داد که تنها با یک تنفس، تکنیک مِسا دی وچه (افزایش تدریجی صدا تا شدیدترین حد و سپس کاهش تدریجی آن تا پایین‌ترین حد) را به زیبایی اجرا کنند. تأثیری که امروزه درک واقعی آن برای ما دشوار است.

آموزش عالی موسیقایی آن‌ها، مهارت شگفت‌انگیزی در بداهه‌پردازی به آن‌ها می‌بخشید، به‌گونه‌ای که قادر بودند هر شب، با تغییرات و بداهه‌نوازی‌های حیرت‌آوری، خط ملودی را تغییر داده و تماشاگران را غافلگیر کنند. موسیقیدانان بسته به ویژگی‌های صدایشان به دو گروه تقسیم می‌شدند:

۱.سوپرانیست ها²⁴ با صدایی بسیار زیر و پرقدرت

  1. کنترآلتیست‌ها²⁵ با صدایی عمیق‌تر و پرطنین‌تر

بااین‌حال، سوپرانیست‌ها محبوبیت بیشتری داشتند.

 

شخصیت پر نخوت و عشق‌های پرشور

مشابه دیواهای²⁶ زن اپرا²⁷، خنیاگران نیز شخصیتی غیرقابل‌پیش‌بینی و بسیار پر نخوت داشتند. کوچک‌ترین نارضایتی کافی بود تا باعث رفتارهای عجیب، درخواست‌های غریب و حتی دعوا و درگیری شود که تنها با برآورده‌شدن خواسته‌هایشان پایان می‌یافت.

ماجراهای عاشقانۀ آن‌ها نیز فراوان بود. بسیاری از بانوان برجستۀ آن زمان، حتی با میل و اشتیاق متقابل، عاشق یک خنیاگر می‌شدند. هرچند اخته‌سازی، توانایی تولیدمثل را از بین می‌برد، اما در بسیاری موارد میل جنسی آن‌ها کاملاً از بین نمی‌رفت، بنابراین این روابط بدون نگرانی از  عواقب ناخواسته پیش می‌رفت.

در نظر داشته باشید که به‌ویژه در میان اشراف، نارضایتی بانوان از زندگی زناشویی بسیار رایج بود. ازدواج‌های اجباری و اختلاف سنی زیاد میان همسران، اغلب باعث می‌شد زنان در جستجوی ارتباطاتی پنهانی و پرشور باشند و خنیاگران بهترین انتخاب برای آن‌ها به شمار می‌رفتند.

بسیاری از خنیاگران به شهرت و اهمیت فراوانی در هنر آواز دست یافتند و نام آن‌ها تا به امروز باقی‌مانده است. اگر بخواهیم همهٔ آن‌ها را نام ببریم، باید رساله‌ای مفصل در این زمینه نوشته شود. در اینجا، تنها به چند نمونۀ برجسته اشاره می‌کنیم که نمایندۀ شاخص این سبک خوانندگی هستند.

 

فارینلی، ستارۀ بی‌بدیل اپرا

در میان تمام خوانندگان این سبک، کارلو بروشی²⁸ مشهورترین و تأثیرگذارترین شخصیت بود. مانند دیگر اختگان موسیقیدان، او نیز لقبی هنری داشت: فارینلی²⁹. برخلاف بسیاری از همتایان خود که از طبقۀ پایین جامعه بودند او از خانواده‌ای اشرافی می‌آمد. بااین‌حال، توانایی آوازی خارق‌العاده‌ای داشت که او را به یکی از برجسته‌ترین خوانندگان تمام دوران بدل کرد.

پرتره فارینلی بزرگترین کاستراتوی قرن هجدهم اثر بارتولومئو نازاری

چالش نفس‌گیر فارینلی با یک نوازندۀ ترومپت

یکی از مشهورترین حکایات دربارۀ قدرت آواز فارینلی توسط چارلز بورنی³⁰ مورخ انگلیسی قرن هجدهم، نقل شده است. او دربارۀ رویارویی فارینلی هفده‌ساله با یک نوازندۀ ترومپت در سال ۱۷۲۲ چنین می‌نویسد: پس از آنکه هر دو جداگانه یک نت را تقویت کردند و قدرت ریه‌های خود را به نمایش گذاشتند، تلاش کردند تا از یکدیگر پیشی بگیرند. سپس قرار شد که با هم یک کرشندو و تریل بر روی فواصل سوم اجرا کنند. اجرای آن‌ها آن‌قدر طول کشید که هر دو به نظر خسته می‌رسیدند. در نهایت، نوازندۀ ترومپت که دیگر نفسی برایش باقی نمانده بود، متوقف شد، با این تصور که رقیبش نیز مانند او ناتوان شده است. اما ناگهان، فارینلی، با لبخندی بر لب که نشان می‌داد تمام این مدت تنها سرگرم بوده، یک‌باره با قدرتی تازه و نفسی واحد، نغمۀ خود را ادامه داد، نه‌تنها نت را تقویت کرد و تریل زد، بلکه اجراهایی سریع و فوق‌العاده پیچیده انجام داد. او تنها زمانی متوقف شد که تشویق‌های حاضران سالن را به لرزه درآورد.

این ماجرا در کتاب خوانندگان اخته‌شده³¹ اثر پاتریک باربیه³²  نیز نقل شده است. حتی اگر در صحت جزئیات این داستان اغراق شده باشد، باز هم نشان می‌دهد که این خوانندگان دارای چه ویژگی‌های آوازی استثنایی بودند.

 

سیر تحول سبک موسیقیدانان در قرن نوزدهم

با گذر زمان، به‌ویژه با آغاز دوران طلایی موسیقی در قرن نوزدهم، سبک آوازخوانی موسیقیدانان نیز تغییر کرد و با اقتضائات جدید موسیقی تطبیق یافت. این تحول در صحنه‌های اپرایی، همچون آرایشگر شهر سویا³³ اثر روسینی³⁴، به‌وضوح منعکس شده است.

 

لوئیجی مارکزی: پلی میان دو دوره

در این میان، لوئیجی مارکزی³⁵ خواننده‌ای اهل میلان که در سال ۱۷۵۴ متولد شد، نقش مهمی ایفا کرد. او در  اواخر قرن هجدهم به شهرت رسید، یعنی در دورانی که موسیقی به‌تدریج از ویرتوئوزیتۀ  افراطی³⁶ فاصله می‌گرفت و به سمت سبکی نمایشی‌تر و دراماتیک‌تر حرکت می‌کرد. یکی از مهم‌ترین اجراهای مارکزی در اپرای ژنوای اسکاتلند³⁷ اثر جووانی سیمونه مایر³⁸ بود که در سال ۱۸۰۱ در تئاترو نووو شهر تریسته اجرا شد. مایر، علاوه بر شهرتش در آهنگسازی، به دلیل نقش مهمی که در آموزش گائتانو دونیزتی³⁹ ایفا کرد، نیز شناخته می‌شود

مارکزی یکی از آخرین خوانندگان اخته شدۀ برجسته‌ای بود که توانست جایگاهی در اپرای در حال تحول قرن نوزدهم پیدا کند. اما این دوران، آخرین نفس‌های سبک خنیاگران را نیز رقم زد، چرا که در سال‌های بعد، خوانندگان تنور⁴⁰ و باریتون⁴¹ جای آن‌ها را در دنیای اپرا گرفتند.

 

 افول خنیاگران و طلوع رمانتیسیسم

با ظهور مکتب رمانتیسم در قرن نوزدهم، سبک خوانندگی اختگان  از دنیای اپرا کنار گذاشته شد. شیوه آوازخوانی آن‌ها دیگر با سبک جدیدی که به‌شدت در حال گسترش بود، همخوانی نداشت. یکی از آخرین و برجسته‌ترین خنیاگران ، جیووانی باتیستا ولوتی⁴² از منطقه مارکه بود که از او به عنوان آخرین خنیاگر اخته در تاریخ اپرای ایتالیا یاد می‌شود.

 

ولوتی و تغییر مسیر اپرا

ولوتی در اولین اجرای اپرای اورلیانو در پالمیرا⁴³ اثر جوآکینو روسینی⁴⁴ در دسامبر ۱۸۱۳  در تئاتر اسکالا شهر میلان نقش آرساسه را ایفا کرد. اما روسینی بیست و یک ساله از اجرای او ناامید شد. البته نه به دلیل ضعف در توانایی‌های خوانندگی، بلکه به خاطر زیاده‌روی در استفاده از زینت‌های آوازی که اجرای قطعه را سنگین کرده بود. روسینی، که یکی از پیشگامان تحول اپرای قرن نوزدهم محسوب می‌شود، نقش مهمی در کنار گذاشته شدن این سبک آوازخوانی داشت. نظر او در این مورد نقطه عطفی در تغییر روش آهنگسازی و اجرای اپرا شد.

 

اختگان در موسیقی مقدس و پایان دوران

با این حال، هنر خنیاگران خواجه به‌طور کامل از بین نرفت. در رم، به دلیل حمایت کلیسای کاتولیک و اجرای موسیقی مقدس، همچنان برای این خوانندگان نقش مهمی در نظر گرفته می‌شد. در رم، حضور زنان همچنان در اجراهای عمومی موسیقی ممنوع بود که باعث شد این سنت، با وجود تمام انتقادها، تا مدتی ادامه پیدا کند. اما در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، اختگان برای همیشه از کلیسای سیستین⁴⁵ حذف شدند.

 

بازتاب هنر خنیاگران خواجه در منابع تاریخی

یکی از منابع مهم درباره این خوانندگان کتاب اختگان در اپرای ایتالیا⁴⁶ نوشته آنگوس هریوت⁴⁷ در این کتاب، نویسنده گزارشی از یوهان کوانتس⁴⁸ موسیقی‌دان آلمانی قرن هجدهم، درباره فرانچسکو برناردی⁴⁹، معروف به سنسینو⁵⁰ ارائه می‌دهد: او صدایی قدرتمند، شفاف، یکدست و دلنشین داشت. لحنش بی‌نقص و توانایی‌اش در اجرای تریل‌ها شگفت‌انگیز بود. او با استادی می‌خواند و در وضوح کلمات بی‌رقیب بود. در اجرای آداجیو، هرگز از زینت‌های بیش از حد استفاده نمی‌کرد، اما نُت‌های اصلی را با ظرافتی بی‌نظیر ادا می‌کرد. او آریاهای⁵¹ پرتحرک را با نیروی زیاد می‌خواند، گلیساندوهای⁵² سریعی را اجرا می‌کرد و حرکات صحنه‌ای‌اش نجیبانه و طبیعی بود. چهره‌ای باشکوه داشت، گرچه حضورش روی صحنه بیشتر مناسب نقش یک قهرمان بود تا یک عاشق.

باید اذعان کرد که امروزه امکان یافتن هنرمندانی با چنین توانایی‌هایی عملاً غیرممکن است. برای اجرای آثار قرن هجدهم، باید میان خوانندگان سوپرانوی زن، کنترتنورها یا تکنیک‌های مدرن موسیقی، یکی را انتخاب کرد.

 

نمونه‌ای از هنر خنیاگران

به عنوان نمونه‌ای از نقش تاریخی خنیاگران می‌توان به آریای –امپیو، می‌گویم، تو هستی⁵³– اشاره کرد که در پرده اول اپرای ژولیوس سزار در مصر⁵⁴ اثر  فریدرش هندل⁵⁵ برای سنسینو نوشته شده بود.

 

فرجام

متاسفانه ارتباط با آپارات برقرار نشد.

هنر آوازخوانی خنیاگران تا اوایل قرن بیستم در رم ادامه داشت تا زمانی که واتیکان تصمیم گرفت دیگر از این خوانندگان در اجراهای کرال کلیسای سیستین استفاده نکند. آخرین اخته خنیاگر سیستین، الساندرو مورِشی⁵⁶ بود. او در سال ۱۸۵۸ در مونته کامپاتری، در نزدیکی رم، متولد شد و در سال ۱۹۲۲ درگذشت. مورِشی خواننده‌ای با شهرت قابل‌توجه بود، اما نه به‌اندازه برخی از ستارگانی که پیش‌تر نام برده شد، زیرا به دلیل شرایط سنی‌اش، هیچ‌گاه در تئاتر و یا اپرا فعالیت نکرد؛ جایی که اختگان در نیمه اول قرن نوزدهم از آن ناپدید شدند. او بیشتر در موسیقی مقدس فعالیت داشت و عمدتاً قطعاتی از قرن نوزدهم را اجرا می‌کرد. با این حال، هنگام گوش دادن به اجراهایش، می‌توان ویژگی‌های صدایی، شیوه خوانندگی، نحوه تولید صدا و همچنین رنگ صوتی او را درک کرد.کمپانی گرامافون مابین سال‌های ۱۹۰۲ و ۱۹۰۴ صفحه‌ای با صدای او منتشر کرد. شاید تنها صدای بازمانده از اختگان که در تاریخ به یادگار خواهد ماند⁵⁷.

عکسی از الساندرو مورشی آخرین کاستراتوی بازمانده از کلیسای سیستین در سال ۱۹۰۰ میلادی

۱. castrati

۲. به دلیل اینکه نقد و بررسی اثر ضبط شده نیاز به آشنایی کامل خوانندگان با مبانی موسیقی کلاسیک داشت از ترجمه این صرف نظر شد.

۳. pratica della castrazione

۴. orchiectomy

۵. mutazione

۶. musici

۷. muta della voce

۸. Napoli

۹. دودومان بوربونی از خانواده های مهم پادشاهی اروپا بود که در مقطعی بر جنوب ایتالیا حکمرانی می کردند.

۱۰. Conservatori

۱۱. ۱.I Poveri di Gesù Cristo 2. La Pietà dei Turchini 3. Sant’Onofrio a Porta Capuana 4. Santa Maria di Loreto

۱۲. Alessandro Scarlatti

۱۳. Tommaso Traetta

۱۴. Niccolò Jommelli

۱۵. Nicola Antonio Porpora

۱۶. trilli

۱۷. vocalizzi

۱۸. forte

۱۹. piano

۲۰. pianissimo

۲۱. messa di voce

۲۲. Cappella Pontificia

۲۳. angelica

۲۴. Sopranisti

۲۵. Contraltisti

۲۶. کلمه‌ای لاتین برای یک الهه است. این اصطلاح اغلب برای اشاره به یک زن مشهور و با استعداد در دنیای اپرا استفاده می شد.

۲۷.  primedonne

۲۸. Carlo Broschi

۲۹. Farinelli

۳۰. Charles Burney

۳۱. Gli Evirati Cantori

۳۲. Patrick Barbier

۳۳. Il Barbiere di Siviglia

۳۴. Rossini

۳۵. Luigi Marchesi

۳۶. Virtuosismo spinto

۳۷. Ginevra di Scozia

۳۸. Giovanni Simone Mayr

۳۹. Gaetano Donizetti

۴۰. صدای بم مردان

۴۱. صدای بم‌تر از تنور

۴۲. Giovanni Battista Velluti

۴۳. Aureliano in Palmira

۴۴. Gioachino Rossini

۴۵. Cappella Sistina

۴۶. I castrati nel teatro d’opera

۴۷. Angus Heriot

۴۸. Johann Quantz

۴۹. Francesco Bernardi

۵۰. Senesino

۵۱. ملودی‌ای که برای آواز تنها نوشته می‌شود.

۵۲. تکنیکی که نوازنده در آن تمام نت‌های قابل‌اجرا را با سراندن انگشت اجرا می‌کند.

۵۳. Empio, dirò, tu sei

۵۴. Giulio Cesare in Egitto

۵۵. George Frideric Handel

۵۶. Alessandro Moreschi

۵۷. تمامی این ضبط‌ها در یک آلبوم تحت عنوان مورشی آخرین کاستراتو گردآوری شده‌اند که سندی ارزشمند از نظر تاریخی و موسیقایی محسوب می‌شود. البته کیفیت این ضبط‌ها تحت‌تأثیر تکنیک‌های ابتدایی ضبط آن دوران قرار دارد و همچنان نقص‌هایی را نشان می‌دهد.


مترجمین: علی غریب‌دوست و سبا امیری

این مقاله ترجمه‌ای است از:

I “castrati” e la loro importanza nella musica del XVII e XVIII secolo.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: موسیقیموسیقی کلاسیکهنر
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

اصالت هنر در عصر هوش مصنوعی
موسیقی، خاطره، امید: از فلسطین تا لیبی، رؤیای ویران‌شده
سه جستار دربارۀ اسطوره
تماشاگر-بازیگران رهاشده: بوآل، رانسیر و تماشاگر قرن بیست‌و‌یکم
محمدعلی سپانلو
در زورق مرقع و ریحان
ایماژهایی از زنان و زنانه‌سازی تماشاگر در سینمای «ضدجنگ» هالیوود

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • بر سر گور یک رسول
  • پهلوی در سه نوبت
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت