جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتفلسفهفوکو: رادیکالی بدلی (۲)

فوکو: رادیکالی بدلی (۲)

24 مهر 1404
گابریل راکهیل، آریا سلگی
فلسفه
525 بازدید

فوکو، ضد کمونیسم و صنعت نظریۀ جهانی: پاسخی به منتقدان

مقالۀ من در تالار فلسفه۱ مطالعۀ پرسش‌های عمومی و اساسی است، مانند پرسش‌های مربوط به عقل، موجودیت، دانش، ارزش‌ها، ذهن و زبان، با عنوان «فوکو: رادیکالی بدلی»، به واسطۀ شفافیت سیاسی آن، در محافلی خاص مورد تحسین بوده؛ اما همین مقاله بحث‌هایی داغ و توأم با درخواست برای شفاف‌سازی‌های بیش‌تر را در برخی محافل دیگر موجب شده است [۱]. ترجمۀ ترکی استانبولی این مقاله جرقه‌های بده‌بستان‌هایی با جان اوغور۲ Can Uğur را افروخته داشت و دغدغه‌های چند را به‌هم آمیخت که خطاب به من بیان شدند (مِن‌جمله مصاحبۀ داگ ایویند اوندهیم لارسن۳ Dag Eivind Undheim Larsen، که مبنای مقاله‌ای به قلم او و با عنوان «مبارزۀ طبقاتی»۴ تقلا یا کشمکش طبقاتی (Klassekampen ، انگلیسی: class struggle): عبارت است از مبارزه‌ای که با اشکال گوناگون بین طبقۀ استثمارگر و استثمارشونده جریان دارد و بیانگر خصلت آشتی‌ناپذیر منافع این دو طبقه است. گردیدو  مقالۀ مذکور پیرامون نقد من بر فوکو بود) [۲]. به منظور توضیح بیش‌تر رابطۀ میان فوکو، ضد کمونیسم و صنایع نظریه‌پردازی جهانی، دغدغه‌های مذکور را به مسائلی متمایز تقسیم کرده و به نوبت، پاسخ‌گوی هر یک از آن‌ها بوده‌ام.

نقش روشن‌فکر

نقطۀ آغازین هر بحث پیرامون نقش اندیشوران حرفه‌ای در نظامی نظیر آن‌چه در آن به سر می‌بریم، یعنی کاپیتالیسم۵ نظامی اقتصادی  که در آن پایه‌های نظامی اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولید اقتصادی در دست مالکان خصوصی است. (capitalism) جهانی، این شناخت است: «این اندیشوران محصول همان نظام هستند؛ نه افرادی منحصربه‌فرد۶ Sui generis subject که آزادانه در پی بررسی حیات ذهن هستند». بنابراین، وظیفۀ اصلی ایشان بازآفرینی روابط اجتماعی تولید است که برای تجدید نیروی کار۷ به مجموع نیروی کار ماهر یا آموزش‌دیده در وضعیت استخدام گفته می‌شود. یا تقسیم‌ کار۸ تفکیک تکالیف در هر نظام اقتصادی است تا شرکت‌کنندگان بتوانند متخصص شوند. افراد، سازمان‌ها و ملل هر یک قابلیت‌های تخصصی دارند یا می‌توانند کسب کنند یا این که می‌توانند از قابلیت‌های یک‌دیگر علاوه بر آن‌چه خود دارند استفاده کنند. در سطح جهانی ضروری هستند. بازآفرینی این روابط از رهگذر فراهم کردن جهان‌بینی‌ها۹ یک جهت‌گیری شناختی اساسی است که می‌تواند شامل فلسفۀ طبیعی، اصول اساسی، هنجارها، ارزش‌ها، احساسات و اخلاقیات باشد. (worldview) و اشکال مناسبی از تخصص فنی- یا ایدئولوژی‌های انحرافی- انجام می‌شود. از این رو، این اندیشوران ابزارهای کمکی رده‌بندی اقتصادی و اجتماعی هستند و این ابزارهای کمکی در خدمت بازآفرینی نابرابری هستند. به عبارت دیگر، اینتلیجنتسیای۱۰ طبقۀ اجتماعی از اشخاص تحصیل‌کرده و روشن‌فکر که به نقد، راهنمایی و رهبری فرهنگ و سیاست جامعۀ خود اشتغال دارند. (intelligentsia) حرفه‌ای در نظام کاپیتالیسم، متشکل از روشن‌فکرانی ابزارگرا۱۱ ابزارگرایی (instrumentalism): در فلسفۀ علم، دیدگاهی است که بر اساس آن یک نظریۀ علمی ابزاری مفید برای درک جهان محسوب می‌شود. است. این روشن‌فکران ابزارگرا نقش سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مهمی را ایفا می‌کنند که فارغ از آگاهی یا عدم آگاهی ایشان به ایفای آن نقش است.

مع­ذلک، این نیز درست است که بعضی حواشی تمهیدی برای تسلط بر دستگاه (آپاراتوس) تولید دانش وجود دارد که پیامدهای ناخواستۀ ایدئولوژی خودمختاری روشن‌فکران هستند. از زمانی که آموزش عالی در حیطۀ ایدئولوژی غالب به وجود آمد، از آن رو که آموزشی خودمختار از دیگر قلمروها نظیر اقتصادیات و سیاسات هستند، گاهاً میزان مشخصی از آزادی روشن‌فکر روا بوده است. در فضای همین تضاد- میان وظیفۀ اصلی اجتماعی روشن‌فکران حرفه‌ای و ایدئولوژی غالب- است که تلاش‌ها در راستای نقاب زدن بر آزادی روشن‌فکر صورت گرفته است و این‌جا است که جایی برای تفرقه‌افکنی و فضایی برای کار روشن‌فکر وجود دارد که اسباب و ابزار طبقۀ قدرت نباشد.

اگر بحث خود را صرفاً به اینتلیجنتسیای حرفه‌ای محدود کنیم، پس چگونه می‌توانیم به روشن‌فکران مداخله‌گر۱۲ مداخله‌گرایی (interventionism) لفظی در اشاره به خط‌مشی فعالیت غیر دفاعی از سوی دولت-ملت‌ها یا دیگر حوزه‌های اقتدار ژئوپلیتیک کم‌تر یا بیش‌تر، به منظور دست‌کاری یک اقتصاد یا جامعه اشاره کنیم که به دنبال بهره‌برداری از این تضاد بودند تا از رهگذر آن دو هدف خویش- یعنی نقشه‌کشی و مداخله- را محقق کنند؟ اولی- یعنی نقشه‌کشی- شامل فراهم‌سازی نقشه‌های ماتریالیستی روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که ایدئولوژی غالب را رد می‌کنند. آنان با این انکار می‌خواهند به مردم نشان دهند که فی‌الواقع چه جریاناتی وجود دارد. اما وظیفۀ دوم ایشان این است که می‌خواهند محل‌های بهینه‌ای را برای مداخلۀ بالقوه شناسایی کرده و منسجم‌ترین تاکتیک‌ها و راهکارها را برای دگرگونی اجتماعی طرح‌ریزی کنند. البته هر دوی این تعهدات کاملاً جمعی هستند و  بالتبع نیازمند همکاری با دیگرانی از طرفین و سازمان‌های طبقۀ کارگر۱۳ طبقۀ اجتماعی متشکل از افراد در پیشه‌هایی کار می‌کنند که نیاز به نیروی بدنی و کار دستی دارد. (working class)، همچنین بسط و توسعۀ تحقیقات ستیزه‌جویانۀ جمعی و ضد نهادهای آموزشی به منظور ایجاد قدرت واقعی (پروژه‌هایی که از نظر شخص نگارنده، همواره بخش اساسی نیروی روشن‌فکری من بوده‌اند).

روشن‌فکران الگو: سارتر علیه فوکو؟

سارتر شخصیت پیچیده­ای­ست که با برخی مواضع وی موافق نیستم. با این حال و مع‌الوصف، او مدافع دیرین مؤلفه‌های مشخص و بسیار مهم سنت ماتریالیستی تاریخی بود- نظیر اهتمام و همتش در سازماندهی علیه کاپیتالیسم، آزادی زنان، رهایی‌بخشی رادیکال و ضدیت با امپریالیسم، و همین، یکی از علل چرایی تشخیص او به عنوان دشمن از سوی سازمان امنیت ملی۱۴ با سرواژۀ اِن‌اس‌اِی یک سازمان اطلاعاتی کشوری در وزارت دفاع ایالات متحدۀ آمریکا و تحت اختیار اداره‌کنندۀ اطلاعات ملی ایالات متحده بود. و چنان‌که در تحقیقات خویش از اسناد و مدارک بایگانی‌شده و درخواست‌های بنا به قانون آزادی اطلاعات دریافتم، سارتر بسیاری مواقع به عنوان تهدیدی جدی برای اجماع اندیشورانه‌ای تلقی می‌شد که افسران رابط اطلاعاتی این سازمان قصد داشتند به وجود آورند.

سال ۱۹۶۶ بود که فوکو با انتشار «نظم اشیا»۱۵ اصطلاحاً «الفاظ و اشیاء: باستان‌شناسی علوم انسانی»؛  نویسنده در آن استدلال می‌کند که هر دورۀ تاریخی دارای مفروضات معرفتی اساسی و شیوه‌های تفکر خاصی است که با مشخص کردن منشأ زیست‌شناسی، اقتصاد و زبان‌شناسی تعیین می‌کند که حقیقت چیست و چه گفتمانی در مورد یک موضوع قابل‌قبول است. جایگاهی برجسته یافت. اثر وی به کتابی پرفروش در حوزۀ روشن‌فکری تبدیل شد. کتاب مذکور و مصاحبه‌های متعاقب آن آشکارا ضد مارکسیستی بودند. استراتژی بازاریابی این اثر «رها کردن ایده‌های کهنه و آغاز استفاده از ایده‌های تازه»۱۶ out with the old in with the new بود؛ از این رو، فوکو تا جایی پیش رفت که سارتر را به‌خاطر مارکسیست بودن متهم کرد که «مردی متعلق به قرن نوزدهم» است. البته باید به خاطر داشت که دوران مذکور عصر بروز اتفاقاتی نظیر جنگ ویتنام۱۷ نام مجموعه عملیات و درگیری‌های نظامی‌ای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ میلادی بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهۀ ملی آزادی‌بخش ویتنام جنوبی از یک سو و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا از سوی دیگر رخ داد. (Vietnam War) و انقلاب کوبا۱۸ جنبش۲۶ ژوئیه نقطۀ سرآغاز انقلاب کوبا بود. جنبش۲۶ ژوئیه سازمانی بود که رهبری آن به عهدۀ فیدل کاسترو بود و در سرنگونی فولخنسیو باتیستا، دیکتاتور کوبا در سال ۱۹۵۹، اصلی‌ترین نقش را ایفا کرد و درواقع در دو جبهۀ روستایی و شهری با باتیستا به مقابله برخاست. (Cuban revolution) و دیگر کشمکش‌های ضد استعماری۱۹ استعمار روندی است که طی آن یک ملت تسلط خود را بر سرزمین‌های خارجی، اغلب سرزمین‌های ماوراءدریایی، برقرار و حفظ می‌کند. (colonization) و ضد نواستعماری با الهام از مارکسیسم در اوج فعالیت خود بودند. از این رو، طرح این ادعا که مارکسیسم مرده است، کاملاً چشم‌گیر- یا در بیان دقیق‌تر، به طور فوق‌العاده ارتجاعی۲۰ در لغت به معنای «بازگشت» است و در مفهوم سیاسی به معنای مخالفت با پیشرفت و تحول در بنیادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی یا روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی موجود (reactionary)– بود؛ زیرا چنین ادعایی، فلسفه‌ای متعلق به قرن نوزدهم قلمداد می‌شد.

وانگهی، فوکو آگاهی چندانی دربارۀ تاریخ بین‌المللی مارکسیسم نداشت و هرگز تاریخ هیچ یک از کشورهایی که انقلاب‌های سوسیالیستی یا کشمکش‌های ضد استعماری در آن‌ها رخ داده بود را به طور جدی بررسی نکرده بود. او در عوض آن‌که منتقدی منطقی، مبتنی بر شواهد موثق باشد، به وازَنی‌های اروپامحورِ۲۱ مفهومی است که بنا بر آن اروپا و اروپایی‌تباران به‌طور ماهوی از سایر ملل و قوم‌ها متمایز و برترند. (Eurocentrism) غیرارادی آن برهۀ زمانی متوسل شد (او بعدها برای مدتی کوتاه نیز به افراطی‌گری روی آورد) که از قضا، با ایدئولوژی ضد کمونیستیِ قویاً ترویج‌شده از سوی ایالات متحدۀ آمریکا کاملاً هماهنگ بودند.

همانا صرفاً جهت اطلاع باید اکیداً و مؤکداً عرض کنم که «موافق سارتر و مخالف فوکو» نیستم، بلکه جایگاه اثر روشن‌فکرانۀ خویش را در بطن سنت عمیق، غنی و بین‌المللی ماتریالیسم تاریخی می‌دانم که بسیاری شخصیت‌ها را شامل شده و در بهترین حالت، به منزلۀ تلاشی جمعی با هدف دگرگونی اجتماعی مساوات‌خواهانه۲۲ اصلی است که صرفاً می‌گوید: «سود و زیان را به‌طور مساوی تقسیم کن و به هر کسی به یک اندازه بده». تلقی می‌شود. این تراث و میراث – چنان‌که سارتر و خوزه کارلو ماریاتگویی۲۳ استاد دانشگاه، فیلسوف و انقلابی پرویی، و از بنیان‌گذاران حزب سوسیالیست پرو در ۱۹۲۸، هر یک به نوبۀ خود توضیح داده‌اند- سنت نظری زنده و پویایی از پیکار طبقاتی است، که خودانتقادگری به منزلۀ بخشی از رگ حیاتی آن قلمداد می‌گردد.

سیا۲۴ سی‌آی‌اِی (CIA): سازمان اطلاعاتی آمریکا ، نظریۀ فرانسوی۲۵ خلاصه‌ای از پیشینۀ پسامدرنیسم و مارکسیسم

هنگام بحث دربارۀ سازمان‌هایی نظیر سیا (CIA)، تمایز قائل شدن میان فهم عامه۲۶ یعنی توانایی فهمیدن و قضاوت کردن دربارۀ موضوعات و اشیاء به صورتی که تقریباً بیش‌تر انسان‌ها به‌طور منطقی آن را انجام می‌دهند. (common sense) و درایت۲۷ درایت: فهمی یادگرفته است. (good sense) بسیار سودمند است. چنین تمایزی را می‌توان با توجه به آثار آنتونیو گرامشی استنباط کرد. رویکرد فهم عامه تا اندازۀ زیادی نتیجۀ صنایع فرهنگ۲۸ اصطلاحی است که توسط نظریه‌پردازان انتقادی، تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، ابداع شد و به عنوان واژگان انتقادی در فصل «صنعت فرهنگ: روشنگری به مثابۀ فریب توده‌ای» از کتاب «دیالکتیک روشنگری» ارائه شد. در جایی که آن‌ها پیشنهاد کردند فولکلور مشابه کارخانه‌ای است که کالاهای فرهنگی استانداردشده تولید می‌کند – فیلم ⃪ برنامه‌های رادیویی، مجلات و غیره – که برای دست‌کاری جامعۀ توده‌ای به انفعال استفاده می‌شود. استفاده از لذت‌های آسان فرهنگ عامه، که توسط رسانه‌های ارتباط جمعی در دسترس قرار گرفته‌ است، افراد را صرف‌نظر از شرایط اقتصادی سخت‌شان مطیع و راضی می‌کند. و رسانه‌های جمعی۲۹ مجموعه‌ای از وسایل ارتباطی است که توانایی تأثیرگذاری بر افکار و دیدگاه‌های جمع زیادی از افراد و گروه‌های اجتماعی را دارا هستند. است که سیا را به عنوان گروهی از مأمورین ۰۰۷۳۰ جیمز باند، نام شخصیتی داستانی که توسط ایان فلمینگ ساخته شد. جیمز باند، مأمور مخفی سازمان اطلاعاتی انگلستان بود. معرفی می‌کنند، که مُتقلبینی مرموز و مخفی‌کار هستند. در حالی که، درایت و شعور از منظر علمی، اسناد و مدارک ملموس را به منظور اثبات مدل‌های توضیحیِ برخوردار از ارتباط منطقی بررسی می‌کند. به این ترتیب، بدیهی است که رویکرد فهم عامه در قبال سیا تا اندازۀ زیادی نتیجۀ خود این سازمان و مشارکت گستردۀ آن در صنایع فرهنگ و رسانه‌های جمعی است. به عبارت دیگر، تصویری که اکثریت مردم از سیا دارند تا اندازۀ زیادی محصول آن چیزی است که خود این سازمان مروج آن بوده است.

اما درخصوص موضع ضد مارکسیستی این سازمان باید گفت که سیا جنگ جهانی روشن‌فکران پیچیده و چندوجهی را علیه رسم و خود ایدۀ کمونیسم به راه انداخت. چنان‌که در پیرامون یکی از مقالات آغازین خود در «تالار فلسفه» بحثی را مطرح کردم که با عنوان «سیا، خوانندۀ نظریۀ فرانسوی» منتشر شد و بعدها در قالب کتاب انتشار یافت [۳]. در ضمن مقالۀ مذکور بسیاری از ویژگی‌های این موضع ضد مارکسیستی تصریح گردید؛ لیکن از آن میان به یک مورد مهم می‌توان اشاره کرد که یکی از شاغلین سیا به نام توماس دبلیو. برادِن آشکارا خاطر نشان کرده بود. برادن خاطر نشان می‌کند که این شرکت۳۱ به معنای یک شخصیت حقوقی، انجمن، بنگاه یا سازمان تجارتی (company)– برداشت درون‌سازمانی شاغلین سیا- به‌وسیلۀ چپ‌گرایان غیرکمونیست اروپایی، حمایت مالی و غیرمالی۳۲ Fund and support می‌شوند [۴]. هدف این تاکتیک تفرقه‌افکنی میان چپ‌گرایان از رهگذر جداسازی و منزوی‌سازی «خارج از عرف» کمونیست‌ها بود، تا جایی که بالاخره نیز چپ‌گرایانِ مشروع را با عنوان غیرکمونیست بازتعریف کردند.

لیکن، من‌باب فوکو باید گفت که، بنا به آگاهی و اطلاعات من، هرگز مأمور خودخواستۀ سیا نبود («مأمور» در اصطلاح سازمانی، کارمند سیا نیست؛ بلکه کسی در میدان عملیات است که مورد استفادۀ ابزاری افسران سیا است). مایکل جوسلسون۳۳ از مأموران سیا (Michael Josselson) که دربارۀ آزادی فرهنگی در پاریس به کنگرۀ۳۴ یکی از مجلسین آمریکا (مجلس سنا) (Congress) [آمریکا] هشدار داد، از مأمورین خودخواستۀ سیا بود. بسیاری از روشن‌فکران درگیر با محافل کنگره و نشریات آنان، از جمله مجله مصداق۳۵ Preuves در فرانسه، یقیناً می‌دانستند که برای آن‌چه پروپاگاندایی ضد کمونیستی بود، به‌وسیلۀ این آژانس تأمین مالی می‌شوند (و برخی حتی این نکته را اذعان می‌کردند). با این حال، سیا همچنین افرادی که با عنوان مأمورین خودخواسته اطلاق می‌شوند را بسیج می‌کرد تا عملیات‌هایی را برای این سازمان انجام دهند که به طور کامل به ماهیت آن‌ها واقف نبودند. در بعضی موارد، این بسیج نیرو می‌توانست به سادگی ورود فرد به حوزۀ کاری آن سازمان، و پیشبرد- دانسته یا نادانسته- دستور کار این سازمان باشد.

دربارۀ فوکو می‌دانیم که این آژانس در ضمن یکی از گزارشات پژوهشی خود پیرامون او، فوکو را به منزلۀ «اساسی‌ترین و اثرگذارترین متفکر فرانسه» شناخته بود [۵]. او در ضمن همان گزارش، حداقل به دو علت، به عنوان یک دارایی تلقی شد: یک) او نوراست‌گرایان۳۶ اصطلاحی که عمدتاً به احزاب اروپای شرقی پس از سقوط شوروی سابق اشاره داشت. (New Right) را ستوده بود و پیامدهای خونین سازماندهی انقلابی را به فلاسفه یادآور شده بود و دو) وی یکی از تأثیرگذارترین افادات به سنن۳۷ contributions to the traditions را ارائه کرده بود که با عنوان ساختارگرایی۳۸ یکی از نظریه‌های رایج در علوم اجتماعی است. بر پایۀ این روش فکری، تعدادی ساختار ناپیدا و ناملموس چارچوب اصلی پدیده‌های ظاهری اجتماع را تشکیل می‌دهند. (structuralism) و مکتب آنال۳۹ به مکتب گروهی از تاریخ‌نگاران گفته می‌شود که روش آن‌ها همان شیوۀ تاریخ‌نویسیِ تاریخ‌نویسان فرانسوی در سدۀ بیستم است و بر تاریخ طولانی‌مدت اجتماعی تأکید دارد. (Annales School) بدان‌ها اشاره می‌شد و به خاطر «تخریب اساسی تأثیر مارکسیست بر علوم اجتماعی»، مورد تحسین این آژانس بودند [۶]. البته این بدان معنی نیست که فوکو و سازمان سیا قراردادی داشتند؛ به‌علاوه، بدان معنی نیست که آژانس لزوماً بهترین یا مؤثق‌ترین توجیه از آثار وی یا جنبش‌های روشن‌فکری- گاهاً با اکراه- وابسته به او را داشت؛ بلکه بدان معنا است که از نقطه نظر مناسب و نظر به منافع این سازمان، سیا دریافته بود که وی نوعی دارایی است و از این رو موضع «فوکو علیه سارتر» را علناً اتخاذ کرد.

سیاست‌های هویتی و چپ‌گرایی

امروز ادراکات مختلف بسیاری دربارۀ ماهیت «سیاست‌های هویتی»۴۰ رهیافت و تحلیلی سیاسی است که بر اولویت‌بندی مردم بر اساس دغدغه‌های عمدتاً مرتبط با هویت مشخص نژادی، مذهبی، قومی، جنسی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر اشکال هویتی آن‌ها و تشکیل اتحادهای سیاسی انحصاری با دیگران در این گروه‌ها، به جای درگیر شدن در سیاست عمومی و سنتی‌تر حزبی مبتنی شده ‌است. وجود دارد، اما منسجم‌ترین شرح از نقطه نظر تحلیلی ماتریالیستی این است که پروژه‌ای سیاسی ارتجاعی است که با شروع جهانی کاپیتالیسم در دهۀ ۱۹۷۰، به عنوان ضمیمه‌ای ایدئولوژیک به نئولیبرالیسم۴۱ در وهلۀ نخست، نظریه‌ای در مورد شیوه‌هایی در اقتصاد سیاسی است که برای تحقق آزادی‌های کارآفرینانه و مهارت‌های فردی در چارچوب نهادی است که ویژگی آن حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازارهای آزاد و تجارت آزاد است. از نظر نئولیبرالیسم، نقش دولت، ایجاد و حفظ یک چهارچوب و نهادی مناسب برای عملکرد این شیوه‌ها است. (neoliberalism) تدوین شد [۷]. این سیاست‌ها، جنبه‌های مختلف چندی دارند که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  1. سیاست‌های هویتی، سنت بین‌المللی‌گرایی۴۲ مفهومی کلی است که بر عقاید و سیاست‌های منجر به منافع مشترکاقوام و ملت‌ها تکیه دارد. (internationalism) ماتریالیسم تاریخی را به عنوان مقوله‌ای که در ارتباط با رهایی‌بخش۴۳ به هرگونه تلاش برای دست‌یابی به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مدنی و سیاسی یا برابری گفته می‌شود که غالباً توسط گروهی از افراد به کار گرفته می‌شود که به‌طور خاصی از حق رأی برخوردار نیستند. نژادی، آزادی زنان، رهایی‌بخشی جنسی و غیره نیست، مزورانه سوءتعبیر می‌کند. چنان‌که تمام کسانی که دربارۀ این سنت مطالعه داشته‌اند، به‌خوبی می‌دانند که چنین تعبیری اساساً کذب است. مثلاً انگلس۴۴ فیلسوف، مورخ و انقلابی کمونیست آلمانی و نزدیک‌ترین همکار کارل مارکس (Engels) تصریح کرده که رهایی‌بخشی زنان باید معیار سنجشی برای رهایی‌بخشی کلی باشد؛ یا مارکس، از الغای برده‌داری۴۵ نام جنبشی بود که برای پایان دادن به تجارت برده و آزادسازی بردگان از زیر یوغ و اسارت در آمریکا و غرب اروپا شکل گرفت. در ایالات متحده قویاً طرفداری کرد؛ لنین به آزادی ملی عمیقاً متعهد بود و از این رو رهبر انقلابی گردید که پیشرفت‌هایی بی‌سابقه را برای زنان به وجود آورد؛ کلارا زتکین۴۶ نظریه‌پرداز مارکسیست، کنش‌گر کمونیست و مدافع حقوق زنان اهل آلمان (Clara Zetkin) معتقد بود که آزادی زنان مستلزم توانمندسازی مادّی ایشان از رهگذر انقلابی سوسیالیستی است؛ دانیل گورین۴۷ نویسنده‌ای فرانسوی کمونیست که به واسطۀ اثر خود با عنوان «آنارشیسم: از نظریه تا عمل» شناخته می‌شود. (Daniel Guérin)، هوادار هم‌گرایی میان آزادی کوئیرها۴۸ اصطلاح چتری برای اقلیت‌های جنسی و جنسیتی است که غیر دگرجنس‌گرا و غیر هم‌سوجنسی هستند. (queer) و انقلابی پرولتاریایی بود؛ توما سانکارا۴۹ از رهبران انقلابی مارکسیست-لنینیست در آفریقای غربی  (Thomas Sankara) آشکارا آزادی ملی را با ضد نژادپرستی۵۰ طیف وسیعی از ایده‌ها و اقدامات سیاسی را شامل می‌شود که برای مقابله با نژادپرستی، نژادپرستی نهادینه و سرکوب گروه‌های نژادی خاص در نظر گرفته شده‌ است. (anti- racism) و آزادی زنان پیوند داد. این فهرست می‌تواند به همین منوال ادامه داشته باشد، اما به واسطۀ صرفه‌جویی در فضای ارائۀ مطالب، به‌سادگی توصیه می‌کنم که درخصوص هر منتقد بی‌معرفت و ساده‌انگار مارکسیسم و بقیه، اثر «مبارزۀ طبقاتی» دومنیکو لوسوردو۵۱ فیلسوف مارکسیست و تاریخ‌نگار اهل ایتالیا (Domenico Losurdo) را مطالعه کنید.
  2. سیاست‌های هویتی، خود را به منزلۀ پروژۀ اجتماعی اصولاً تازه و بهتری معرفی می‌کند که مشتمل بر به رسمیت‌شناسی هویت‌های کم‌تر مطرح در عین انتقاد شدید از هر گونه مقولۀ جدی مربوط به نیروهای اصلی مولد و سپس حافظ گروه‌های مشخص در موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی مادون و اطلاق این نیروها با عناوینی چون «مکتب قدیمی»، «عوامانه» و «تقلیل‌گرا»۵۲ مفهومی‌ استمربوط به تقلیل و فروکاهی طبیعت اشیاء و رفتار پیچیدۀ پدیده‌ها به مجموع مؤلفه‌ها و اصول بنیادین آن‌ها یا به‌طور کلی اموری بسیط‌تر. (reductionism) است.
  3. سیاست‌های هویتی معمولاً هویت‌های نژادی و فرهنگی را حالتی مادّی و ماهیت‌گرا می‌دهند؛ در حالی که این هویت‌ها درواقع محصول تاریخی نظام کاپیتالیسمِ استعماری و نژادی هستند. این سیاست‌ها به نحوی عمل می‌کنند که انگار بهترین اقدام ممکن که می‌توانیم انجام دهیم این است که هویت‌های مذکور را شناخته، گرامی داشته و حتی بُت‌انگاری کنیم؛ در صورتی که همین هویت‌ها سازه‌هایی ایدئولوژیک هستند. سیاست‌های هویتی به دنبال آن است که از رهگذر جداســـازی «نقد» یا حتی سیاست از سازماندهی ضد کاپیتالیستی جمعی آن‌ها و دگرگون‌سازی آن‌ها به شیوه‌های بین‌فردی- که ابداً تهدیدی برای نظام کاپیتالیستی نیستند- ماهیت آنان را بازتعریف کند. در نتیجه، این بازتعریف شامل تطابقات در حیطۀ لیبرالیسم رادیکال، چندفرهنگی‌گرایی۵۳ نوعی ایدئولوژی است که بر مبنای آن انسان‌هایی از اقوام، نژاد و ملیت‌های گوناگون با داشتن حقوق شهروندی یکسان در یک مکان (مثلاً یک کشور( با هم زندگی می‌کنند. (multiculturalism) شرکتی۵۴ corporate و به رخ کشیدن اشارات نمادین و ترجیح آن‌ها به تحولات اساسی است.
  4. این سیاست‌های هویتی، اسلحه‌ای موفق در دستان طبقۀ حاکم برای تفرقه‌افکنی در کشمکش‌ها علیه اشکال خاص سرکوب از تلاش‌ها برای دگرگونی نظام‌های مادّی بوده است که آن سرکوب‌ها را تداوم می‌بخشند («ضد نژادپرستی» دموکرات‌های۵۵ یکی ازدو حزب بزرگ از احزاب سیاسی معاصر در ایالات متحده در کنار حزب جمهوری‌خواه ایالات متحدۀ آمریکا (democrat) آمریکایی مثالی بالاخص بدسلیقه در این باره است). به‌علاوه، سیاست‌های هویتی، نیرویی قدرتمند در تفرقه‌افکنی میان چپ‌گرایان، لکه‌دار کردن کنش‌گری۵۶ به فعالیت‌های متشکل و مختلف در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، محیط‌زیستی گفته می‌شود که با هدف ایجاد تعادل یا جلوگیری از تغییر در این زمینه‌ها با میل بهبود در جامعه شکل می‌گیرد. آن‌ها در تشکُلاتِ گروهی با هویت‌های ناهم‌بسته و گزینش جنبش‌های اجتماعیِ مُتمرد از طریق سازمان‌های (NGO)۵۷ سازمان‌های مردم‌نهاد (Non-governmental organization): به سازمانی اشاره می‌کند که به‌طور مستقیم بخشی از ساختار دولت به‌ شمار نمی‌آید، اما نقش بسیار مهمی به‌عنوان واسطه بین فردْ فردِ مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کند و مردم به‌صورت داوطلبانه کار می‌کنند. تأمین‌مالی‌شده توسط شخصیت‌های حقوقی بوده است.

 

اتفاقاً شایان ذکر است که با اوج‌گیری اهمیت سیاست‌های هویتی در محافل دانشگاهی آمریکا، منبعِ تغذیۀ روشنفکرانۀ خویش را در بسیاری جرگه‌های برگرفته از نظریۀ فرانسوی دریافت کرد (که منظور، محصول صنعت نظریۀ جهانی همزادپندارِ کسانی چون فوکو، دریدا، کریستوا، دلوز، لکان و غیره بود). کناره‌گیری نظریۀ فرانسوی از ماتریالیسم تاریخی، به نفع تحلیل گفتمانی و دغدغه از قرار معلوم اخلاقی اما متفاوت، زنگاری از پیچیدگی روشن‌فکرانه- یا گه‌گاه، حتی شَمی رادیکال، زائیدۀ بخارات و انعکاس‌های آتش‌باری‌های۵۸ دانش و هنر و صنعتِ آفرینش چیزهایی از جمله آتش‌کاری، کبریت ایمن، شمع‌های اکسیژن، پیچ و مهره‌های انفجاری و سایر بست‌ها، بخش‌های هواکیسه‌های خودرو گفتمانی- را برای این سیاست ارتجاعی فراهم کرد.

ترویج گستردۀ سیاست‌های هویتی و نظریۀ فرانسوی در حیطۀ دستگاه دانش غالب، تحت کاپیتالیسم جهانی می‌باید به منزلۀ گواهی روشن برای تمامی کسانی باشد که حتی توجهی اندک به این‌که «آن‌ها، تهدیدی برای نظام نیستند» معطوف داشته‌اند. برعکس، بعضی نیروهای روشن‌فکری اصلی وجود دارد که از آن‌چه نشئت می‌گیرند که تحت عنوان رکوپراتورِ۵۹ رکوپراتور (recuperator): در لغت به معنی مبدلی حرارتی با جریان متقابل است که از آن برای بازیابی و کنترل و بهینه‌سازی انرژی در واحدهای صنعتی استفاده می‌شود. رادیکال بدان اشاره کردم. منظور از رکوپراتور رادیکال، تاکتیک ایجاد ظاهری رادیکال است- من‌جمله نظام‌های نمادین دلالت­ومعنی۶۰ symbolic systems of signification که بیش از حد پیچیده هستند و بسیاری افراد در درک میزان عدم تماس آن‌ها با کشمکش‌های واقعی اجتماعی و اقتصادی مشکل دارند. این تاکتیک به منظور رکوپراتِ (= بهبود) بهتر نیروهای متمرد در حیطۀ آن نظامِ موجود است. چنان‌که مانترای۶۱ در آیین‌های هندو، بودایی، سیک، جینو مزدیسنا که ریشۀ دینی دارند معادل ذکر در اسلام و دیگر ادیان است و عبارت است از مجموعه‌ای از واژه‌ها و آواهایی که با آهنگ خاصی به دفعات تکرار می‌شود. (Mantra) ایشان این است که «تماماً نماد، و محتوا هیچ». به این ترتیب، آنان افاده‌ای عظیم به جنگ دنیای روشن‌فکرانه علیه ایدۀ کمونیسم داشته‌اند.

لیبرالیسم و فاشیسم

در ضمن مجموعۀ چهار مقاله‌ای که پیرامون این موضوع نگارش شد، شرحی مفصل از رابطۀ میان لیبرالیسم و فاشیسم ارائه کردم. برهۀ انتشار مجموعۀ مقالات مذکور همزمان با مقالۀ من پیرامون فوکو بود [۸]. در بیان اجمال، در این مقالات شرح داده شد که لیبرالیسم سپری محافظ علیه فاشیسم به وجود نمی‌آورد. بالعکس، آن‌چه تحت عنوان «فاشیسم کلاسیک» اطلاق می‌شود، به معنی پروژه‌های سیاسی طراحی شده در کشورهایی نظیر ایتالیا و آلمان در اوایل قرن بیستم میلادی در حیطۀ نظام حکومت دموکراتیک بورژوایی به قدرت رسید و شخصیت‌هایی چون موسولینی و هیلتر با حمایت مالی سرمایه‌های صنعتی بزرگ اَشکال مدرنِ پروپاگاندا را به کار گرفتند تا پایگاهی خرده بورژوازی حول برنامۀ حزبیِ ملّی‌گرا و استعماری و ضدکمونیستی تشکیل دهند. هر دوی ایشان مطابق با هنجارهای قانونی کشورهای خود به قدرت رسیدند و تنها بعدها بود که به انجام اموری مبادرت کردند که به وسیلۀ سازمان‌های طبقۀ کارگر برای آن استخدام شده بودند و جنگ‌های کشورگشایانۀ استعماریِ نافع برای سرمایۀ صنعتی بزرگ را به راه انداختند که مهم‌ترین آن‌ها، علیه بُلشِویک‌ها در «آسیای دور»۶۲ اصطلاح جغرافیایی جایگزین است که در زبان انگیسی) و برابر آن در بسیاری از زبان‌های دیگر) برای اشاره به آسیای شرقی) شامل آسیای شمال شرقی(، شرق دور روسیه (بخش آسیای شمالی( و آسیای جنوب شرقی است. آسیای جنوبی نیز گاهی به دلایل اقتصادی و فرهنگی جزئی از آن محسوب می‌شود. (Far Asia) بود.

در ضمن این مقالات توضیح داده شد که چگونه نازی‌ها و فاشیست‌ها در پایان جنگ شکست داده نشدند، بلکه سازمان امنیت ملی ایالات متحده- که تحت پوشش دموکراسی نیابتیِ۶۳ نوعی از دموکراسی است که در برابر دموکراسی مستقیم قرار می‌گیرد. تقریباً تمامی نظام‌های سیاسی دموکراتیک مدرن شکل‌هایی از دموکراسی نمایندگی هستند. از قرار معلوم لیبرال عمل می‌کرد- فی‌الواقع هزاران نفر از فاشیست‌ها را پس از جنگ استخدام کرده و در جنگ جهانی بین‌المللی خود علیه کمونیسم به کار گرفت.

منظور از بیان این مقولات تأکید بر آن است که فضای تاریخی‌ای که آثار فوکو در آن متولد شدند، این گونه بود. فرانسۀ پساجنگ یکی از مهم‌ترین میدان‌های کارزار ایدئولوژیک برای ایالات متحده‌ای تلقی می‌شد که به عنوان هژمونِ۶۴ هژمونی در لغت به معنای سلطه‌گری است. (پس هژمون یعنی سلطه‌گر) (hegemon) جهانی ظهور یافته بود. راست‌گرایان- به واسطۀ همکاری فرانسه با نازی‌ها- اعتبار خود را تا اندازۀ زیادی از دست داده بودندرو شکست نازیسم به‌وسیلۀ کمونیست‌ها افاده‌ای بود برای آغوش گشودن اینتلیجنتسیای فرانسۀ پساجنگ به روی مارکسیسم. یکی از اقداماتی که سازمان امنیت ملی آمریکا بر خود واجب دانست، دخالت ناوابسته و مؤثر در بسیاری سطوح مختلف و توأم با روش‌های گوناگون با هدف دور کردن اینتلیجنتسیای اروپای غربی- به­ویژه فرانسه و ایتالیا- از مارکسیسم بود. در نتیجه، فوکو و بسیاری دیگر از روشن‌فکران نسل وی با نظریۀ فرانسوی- که نقشی برجسته در این فرآیند داشت- همانندپنداری کردند. این واقعیت که ایشان به‌وسیلۀ صنعت نظریۀ جهانی، با عنوان متفکرین «رادیکال» و آوانگارد ِروشن‌فکری به جهانیان معرفی شدند- که هر نظریه‌پردازِ جهان ملزم به مطالعۀ آثار ایشان است- شگفت‌آور نیست. قالبِ «نقدِ» گفتمانی ایشان عاری از پروژه‌ای انقلابی بود که پادزهری سودمند برای قالب خطرناکی از نظریه تلقی می‌شد که به­راستی فرآیندی برای تغییر جهان بود.

برابری و آزادی

تعارض۶۵ opposition میان برابری و آزادی نتیجۀ ایدئولوژیِ آنتاگونیسم‌های۶۶ به دید کلی معاشرت غیراجتماعی انسان‌ها گفته می‌شود و به معنی دشمنی است که سبب مقاومت فعال، تعارض یا جدل شود. (antagonism) دروغین است که عمدتاً نشأت‌گرفته از جنگ سرد۶۷ به دوره‌ای از رقابت، تنش و کشمکش ژئوپلیتیکی بین اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش ) بلوک شرق( و ایالات متحدۀ آمریکا و متحدانش ) بلوک غرب( بعد از جنگ جهانی دوم گفته می‌شود. (جنگ جهانی دوم:  دومین جنگ جهانی بین سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵) است که جنگی قدیمی میان کاپیتالیسم و کمونیسم بود. از آن رو که دومی در برابری اجتماعی و اقتصادی اهتمام ورزیده بود، اولی مشخصاً در این زمینه تلاشی نمی‌کرد و بالتبع روشن‌فکران موافقِ کاپیتالیسم موظف شدند که غیرممکن را به سرانجام رسانند؛ یعنی یافتن ارزشی که می‌توانست به منزلۀ پرچمی برای نظام سرمایه‌داری به اهتزاز درآید. پس ایشان مقولۀ «آزادی» را مطرح کردند؛ زیرا آشکار بود که سوسیالیسم متعهد شده بود که آزادی بنگاه‌های آزاد را دقیقاً به لحاظ آزادی طبقۀ حاکم نسبت به خلع یَد، برده‌داری و استثمار و نابودی شرایط احتمالی زندگی به نام سود محدود کند. به‌علاوه، در ارتباط با طبقۀ کارگر و توده‌های رنج‌کِش، کمپین ایدئولوژیکی رسانه‌های طبقۀ حاکم و دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی آنان به نحو قابل ملاحظه‌ای ثابت‌قدم و صریح بودند. این کمپین به دفعات به آنان می‌گفت که ایشان (اصولاً) آزاد هستند، اما منابع مادّی ضروری برای اجرای آزادی در معنای واقعی را از ایشان دریغ می‌کرد.

آن‌چه این آنتاگونیسم دروغین پوشیده می‌داشت این است که آزادی بدون قدرت و منابع مادّی ضروری برای تبدیل آزادی رسمی فرد به واقعیتی عینی واقعاً معنایی ندارد. مثلاً من اصولاً آزاد هستم که رئیس‌جمهور ایالات متحده شوم، اما چون من میلیونری برخوردار از ارتباطات عمیق با طبقۀ حاکم و نخبگان سیاسی آن نیستم، این «آزادی» تماماً بی‌معنی است؛ چون من هرگز نمی‌توانم درخصوص آن دست به عمل بزنم و چنین آزادی‌ای مستلزم مقادیر قابل توجهی از برابری اجتماعی و اقتصادی است. والتر رادنی۶۸  تاریخ‌نگار، و استاد دانشگاه اهل گویان. (گویان: کشوری در شمال شرقی آمریکای جنوبی در منطقۀ کارائیب) این حقیقت را با شفافیتی چشم‌گیر بیان کرده و چنین می‌نویسد که «پس از سال ۱۹۱۷ فزونی آزادی در اتحاد جماهیر وجود داشت، چون آزادی واقعی تابعی از برابری فرهنگی و اقتصادی است.» [۹]


یادداشت‌ها:

[۱] رجوع کنید به گابریل راک‌هیل، «فوکو: رادیکالی بدلی»، سالن فلسفی لس‌آنجلس بررسی کتاب‌ها (۱۲ اکتبر ۲۰۲۰): http://thephilosophicalsalon.com/foucault-the-faux-radical/?fbclid =IwAR3RA_8YDdIAHl77HUQf5YPz-6Tlfja2MH9KJc1Vut_026GzA2oroxel3BA (در تاریخ ۲۰/۱۱/۲۶ قابل دسترسی است).

[۲] تبادل با جان اغور برای این ژورنال بود: http://solsiyaset.org/ (دسترسی در ۲۵/۱۰/۲۰). مقاله Dag Eivind Undheim Larsen با عنوان “Kaller Foucault ‘falsk radikal'” بود و در Klassekampen در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۰ منتشر شد: https://klassekampen.no/utgave/2020-11-23/kaller-foucault-falsk-radikal? fbclid=IwAR0N3DW033H2Q0uMlsSi6b2GCf-YPkY8m1H84K7Xv8UPZgngItZhyNEsuAg (دسترسی در ۲۰/۱۰/۲۵). مقاله اخیر به زبان انگلیسی با عنوان «گابریل راک‌هیل با داگ ایویند اوندهیم لارسن صحبت می‌کند: فوکو «رادیکالی بدلی» در دسترس است. آندرس ام. گولستاد. Philosophy World Democracy (22 دسامبر ۲۰۲۰): https://www.philosophy-world-democracy.org/foucault (دسترسی در ۲۵/۱/۲۱).

[۳] گابریل راک‌هیل، «سیا تئوری فرانسوی را می‌خواند: دربارۀ کار فکری برچیدن چپ فرهنگی»، سالن فلسفی لس‌آنجلس بررسی کتاب‌ها (۲۸ فوریه ۲۰۱۷): http://thephilosophicalsalon.com/the-cia-reads-french-theory-on-the-intellectual-labor-of-dismantling-the-cultural-left/%20(accessed%20on%2010/25/20).

[۴] به توماس دبلیو. برادن، «خوشحالم که سیا «غیر اخلاقی است»، ستردی ایونینگ پست (۲۰ مه ۱۹۶۷) را ببینید.

[۵] اداره اطلاعات، «فرانسه: فرار از روشن‌فکران چپ» (دسامبر، ۱۹۸۵)، CIA-RDP86S00588R000300380001-5: https://www.cia.gov/library/readingroom/document/cia-rdp86s00001-5 /25/20).

[۶] همان

[۷] برای برخی از بهترین گزارش‌های مربوط به سیاست هویت، که گاهی تحت نام‌های دیگری ظاهر می‌شوند، به آثار متفکرانی مانند باربارا و کارن فیلدز، باربارا فولی، آدولف رید جونیور، و ویلیام آی رابینسون مراجعه کنید. به عنوان مثال، دومی می‌نویسد: «بخش کلیدی داستان، خیانت به روشن‌فکران است، زیرا هیچ مبارزه‌ای برای ستمدیدگان بدون روشن‌فکران ارگانیک آن ممکن نیست. مبارزات توده‌ای دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ فضایی را برای نمایندگان گروه‌های تحت ستم و دیگرانی که قبلاً با دستور کار رادیکال آن مبارزات توده‌ای آشنا شده بودند، برای پیوستن به صفوف اقشار حرفه‌ای و نخبگان باز کرد. در دانشگاه، فضا را برای خرده بورژوازی روشن‌فکر جدیدی باز کرد که آرزوهای طبقاتی آن در روایت‌های پست مدرن و سیاست هویت‌گرا بیان شد. به حاشیه راندن طبقه و پیشبرد سیاست هویت گرا پروژه طبقاتی این خرده بورژوازی روشن‌فکر بود، با این حال بسیاری از جنبش های اجتماعی، به ویژه در شمال جهانی را تحت تأثیر قرار داد. این روایات آگاهی و درک یک نسل کامل از جوانان را شکل داد و آن‌ها را از پذیرش نقد مارکسیستی به شدت مورد نیاز سرمایه داری در لحظه جهانی شدن آن بیگانه کرد. انجمن Planetize the Movement!، ابتکار انتقال بزرگ (آوریل ۲۰۲۰)، https://greattransition.org/gti-forum/planetize-movement-robinson).

[۸] به ترتیب، این مقالات به شرح زیر است:
«فاشیسم: حالا می‌بینی، حالا نمی‌بینی!»، CounterPunch (12 اکتبر ۲۰۲۰): https://www.counterpunch.org/2020/10/12/fascism-now-you-see-it-now-you-dont/; «لیبرالیسم و فاشیسم: شرکا در جنایت»، CounterPunch (14 اکتبر ۲۰۲۰): https://www.counterpunch.org/2020/10/14/liberalism-and-fascism-partners-in-crime/; “ایالات متحده فاشیسم را در جنگ جهانی دوم شکست نداد، آن را بطور گسسته بین المللی کرد” CounterPunch (16 اکتبر ۲۰۲۰): https://www.counterpunch.org/2020/10/16/the-u-s-did-not-defeat-fascism -in-wwii-it-discretely-internationalized-it/; «لیبرالیسم و فاشیسم: پلیس خوب و پلیس بد سرمایه‌داری»، گزارش دستور کار سیاه (۲۱ اکتبر ۲۰۲۰): https://www.blackagendareport.com/liberalism-fascism-good-cop-bad-cop-capitalism?fbclid =IwAR08vI0WPWWeLlv6Bc2hze67hvuy-w1vBXcVI_EDRnwH0XyShDfbaupPe3Y (همه در ۲۵/۱۰/۲۰ قابل دسترسی هستند). مروری کوتاه بر این مقالات در این مصاحبه در کریس هجز در تماس موجود است: https://www.youtube.com/watch?v=GNd1yvz71_4&t=834s (در تاریخ ۲۵/۱/۲۱ قابل دسترسی است).

[۹] والتر رادنی، انقلاب روسیه: نمایی از جهان سوم (لندن: Verso، ۲۰۱۸)، ص. ۱۸۴.


واژه‌نامه

A
الغای برده‌داری Abolition of slavery
حرفه (مسیر شغلی) آکادمیک Academic career
تاب آوردن Abide
خارج از کشور Abroad
کارزار انتزاعی Abstract battle
ممتنع بودن Abstention
دسترسی Access
تخصص‌گرایی آکادمیک (علمی) Academic specialization
شرح Account
کنش‌گرایی، عمل‌گرایی Activism
قرابت داشتن Akin to
تشبیه Analogy
طرفداری کردن، جانبداری کردن Adhere
تحلیل، آنالیز Analysis
فرض Assumption
آشکار Apparent
آرمان عالی Apotheosis
مقاله Article
اسباب Apparatus
آگاهی، التفات Aware
سازماندهی علیه کاپیتالیسم Anti- capitalist organizing
B
مانع Barrier
نبرد Battle
جزئیات زیبا Beautifully detailed
آشکار شدن Become clear
زیست‌نامه‌نگار Biographer
نفس کشیدن، تنفس Breathing
ارعاب، باج‌گیری Blackmail
سپر محافظ Bulwark
خارج از عرف Beyond the pale
C
سرمایه Capital
پرتاب کردن (با منجنیق) Catapult
اختیار تام Carte blanche
گرانیگاه center of gravity
ملاحظه‌کارانه Circumspect
تغییر Change
رقیب Competitor
پیچیده Complex
پیچیده‌سازی Complexification
اجزای تشکیل‌دهنده Component parts
همنوا کردن Conform
گیج کردن Confuse
مفهومی Conceptual
تلقی کردن، اندیش‌زایی کردن Conceptualized
ساختن Construct
معاصر Contemporary
افاده Contribution
همدستی، همکاری Collaboration
به پایان رسیدن Come to an end
گنده‌دماغ و بی‌علاقه به امور سیاسی Condescendingly apolitical
پیکربندی Configuration
کنش جمعی Collective action
دگرگونی اجتماعی جمعی Collective social transformation
کنش سیاسی جمعی Collective political action
محکوم کردن Condemn
متن Context
منتقد Critic
محفل Circle
کشمکش سیاسی عینی Concrete political struggle
مراقبت از خویش Care of self
پیامد Consequence
جامه نمایش Costume
دغدغه Concern
اندیشور حرفه‌ای Career intellectual
تناقض Contradiction
ضد نهاد Counterinstitution
شخصیت پیچیده Complicated figure
برخوردار از ارتباط منطقی Coherent
آزادی فرهنگی Cultural freedom
گزینش کردن Co- opt
تأمین مالی شده توسط شخصیت حقوقی Corporate funded
D
مدافع Defender
شکست دادن Defeat
منکر Denier
موضع آگاهانه Deliberate stance
بی‌آبرو کردن Discredit
تدوین، ساختن، به وجود آوردن  . . . Develop
درهم و برهم Desultory
انهدام Demolition
متمایز کردن Differentiate
تفاوت Difference
دگراندیش Dissident
برهانی، استدلالی Discursive
پرت کردن حواس Distract
گفتمان Discourse
خانگی Domestic
نیروی محرک Driving force
زباله‌دان تاریخ Dustbin of history
شرکت‌کننده در تظاهرات Demonstrator
انزجار Disgust
انفصال Dismissal
برهانی Discursive
حساس، سرنوشت‌ساز Decisive
سلطه Domination
وانمودین Diversionary
موافق نبودن Disagree
تفرقه‌افکنی Dividing
خلع ید Dispossess
E
اولیه Early
اقتصادی Economic
حذف Eliminate
نخبه Elite
مؤلفه، عنصر Element
شرح دادن Elucidate
زمین Earth
داده‌های تجربی Empirical data
توضیح Explanation
توضیحی، روشنگر Explanatory
استثمار (بهره‌کشی) Exploitation
پدیدار شدن، ظهور کردن Emerge
تعهد، مشغولیت Engagement
گواه Evidence
تکامل، فرگشت Evolution
مقتدرانه Ex- cathedra
استثناء Exception
انحصاری Exclusionary
عبارت Expression
روشنگری Enlightenment
جستار Essay
پرهیز کردن Eschew
دشمن Enemy
کارمند Employee
رهایی‌بخشی Emancipation
مشارکت گسترده Extensive involvement
F
دروغین، کذب Faux
افسانه‌سازی Fictionalization
ماهی Fish
تقویت کردن Fortify
کذب، ساختگی، دروغین False
شیفته و مسحور شدن Fascinate
خصیصه Feature
مقابله کردن Fight
زننده Flagrant
کاستی Flawed
پروسه‌های متغیر Fluctuating process
شکوفا شدن Flourish
حکومت خارجی Foreign government
چارچوب Framework
تداعی آزاد داشتن Free associate
بنیادی Fundamental
تشکل Formation
G
جنسیتی Gender
جهانی Global
جنسیتی Gendered
نسل Generation
جهانی Global
جامه مبدل Guise
H
مُردد Hesitant
میراث Heritage
تاریخی Historical
گل مجلس، نقطه اوج، . . . High point
آموزش عالی Higher education
سلسله مراتب Hierarchy
عاملیت بشری Human agency
مداخله بشردوستانه Human intervention
I
ایده Idea
همانندسازی Identification
نوپا Inchoate
توهم Illusion
نابرابری Inequality
ایدئال Ideal
منحصر به فرد Idiosyncratic
گیرا، مؤثر Impressive
استقلال Independence
مصاحبه Interview
بیش از حد Inordinately
جزء جدایی‌ناپذیر Integral
اندیشور Intellectual
اجماع اندیشورانه Intellectual consensus
یپیچیدگی‌های اندیشورانه intellectual sophistication
مهیج Intense
سرکوب شدید Intensified repression
نهاد Institution
نهادینه کردن Institutionalize
منطق درونی Internal logic
ظریف و پیچیده Intricate
طبقه اندیشور Intellectual order
خودمختاری اندیشور Intellectual autonomy
تعبیر Interpret
بین‌فردی Interpersonal
وارونی Inversion
سرمایه‌گذاری کردن Invest
درگیری Involvement
وسوسه‌انگیز Irresistible
دلباختگی (کوتاه و مختصر) Infatuation
میانجی Intermediary
منزوی‌سازی Isolating
منزوی Isolated
زیاده‌روی کردن Indulge
وضعیت شورش‌آمیز Insurgency
نابرابری Inequality
مداخله کردن Intervene
در اوج فعالیت In full swing
مورد استفاده ابزاری Instrumentalize
سیاست‌های هویتی Identity politics
متمرد Insurgent
J
K
دانش Knowledge
دانش‌آوری Knowledge production
شناختن خود Knowing oneself
L
سخنرانی Lecture
رهایی‌بخش Liberation
کانون توجهات Limelight
نظریه زنده Living theory
قدرت محلی Local power
محیط (زمینه) محلی Local context
تطمیع کردن Lure
سبک (اسلوب) زندگی Lifestyle
M
نگاشت Mapping
استراتژی (راهکار) بازاریابی Marketing strategy
حاشیه تمهید Margin
توده‌ها Masses
شکوهمند Magnificent
مادّی Material
اسناد و مدارک ملموس (مادّی) Material record
مطرود Marginalized
بَد گفتن Malign
محیط بازار Marketplace
طبقه اربابان Master race
دورنمای رسانه‌ای Media spectacle
چپ‌گرای نظامی Militant leftist
نزاع‌طلبی Militancy
بسیج Mobilization
تفوق اخلاقی Moral excellence
اخلاقاً تحمل‌ناپذیر Morally intolerable
جنبش Movement
N
بدیع Novelty
برتری طبیعی Natural superiority
تعهدگریزانه Noncommittal
ناکنشور Non- active
شکل مبهم Nebulous form
O
عینیت (ذهنیت) Objectivity (subjectivity)
غیبی Oracular
غلبه Overcome
ضد و نقیض Oxymoronic
شیء Object
عامل Operative
عملگر Operator
عملیات (کلان و خرد) (major and minor) operation
ظلم و ستم Oppression
با فرصت‌طلبی Opportunistically
بهینه‌سازی Optimization
مدار Orbit
سازمان Organization
سازماندهی کردن Organizing
جهان‌نما (نمونه‌ای از منظومه شمسی) Orrery
جهت‌گیری Orientation
صوری، ظاهری Ostensible
هماهنگ‌ کردن Orchestrate
P
مدح‌نامه Panegyric
تخصص خاص Particular expertise
رقت‌انگیز Pathetic
عریضه Petition
حیثیت Prestige
نقطه نظر Point of view
سیاسی Political
فرصت‌طلب سیاسی Political opportunist
سازمان سیاسی Political Organization
غوطه‌وری Plunge
عمیق Profound
مقصود Purpose
اقدام عمومی Public action
موضع سیاسی Political position
موضع Position
قدرت Power
شبکه قدرت Power network
اعلامیه Pronouncement
محصول Production
ناب، دست‌نخورده Pristine
خصوصی Private
بنیانگذار، بانی، مؤسس، نیا Progenitor
برنامه حزبی Platform
Q
R
نژادی Racial
رهایی‌بخش نژادی Racial emancipation
تسلط یافتن Reign
وازنی Rejection
شورشی Rebel
واقعیت Reality
بازآفرینی Reproduce
رادیکال Radical
موشکافانه Rigorous
پژوهش، مطالعه، تحقیق Research
فوق‌العاده Remarkably
شهرت، آوازه . . . Reputation
نژادی Racialized
رادیکال Radical
مرتباً Regularly
سرکوب Repression
تحقیق Research
احترام به آزادی در اختیار Respectful discretion
انقلابی Revolutionary
دقت Rigor
عطف به ماسبق Retroactive
انقلاب Revolution
گسیختگی Rupture
با تشر جواب دادن Retort
تقلیل‌گرا Reductive
S
خودخوانده Self- proclaimed
جداسازی Severing
یکپارچه Seamless
جدیّت Seriousness
دانش‌پژوهی Scholarly
اجتماعی Social
روابط اجتماعی Social relations
کارکرد اجتماعی Social function
تمامیت اجتماعی (سوسیال توتالیته) Social totality
شبیه به نظر رسیدن Sound similar
موفق شدن Succeed
حریف پروپاقرص Staunch opponent
تقلا (کردن)، کوشش (کردن)، کشمکش، تضاد Struggle
حمایت، پشتیبانی Support
سطحی Surface
بیان کردن Suggest
همدردی Sympathy
نظام System
نظام‌مند Systematic
تابع بودن، مادون Subordinate
ساده‌انگارانه Simplistic
روابط اجتماعی و اقتصادی Socioeconomic relations
استراتژی‌ها، راهکارها Strategies
درهم‌آمیختن، ترکیب کردند Synthesize
T
تاکتیک Tactics
تخصص فنی Technical expertise
مصاحبه‌ای دندان‌شکن Telling interview
نظریه و عمل Theory and practice
اندیشیدن Thinking
کلی‌سازی، تمامیت‌بخشی Totalizing
نظامی تمامیت‌بخش Totalizing system
توتالیته Totalitarian
دگرگون‌شونده Transformative
حقیقت Truth
نفوذ Trenchancy
U
جهان Universe
صحنه عقلانیت جهانی Universal intellectual
اثبات نشده Unproven
مؤدبانه Urbane
تزلزل‌ناپذیر Unwaveringly
پیامد ناخواسته Unintended consequence
V
ایده ارزشمند Valuable idea
تثبیت کردن Valorize
سربسته Vaguely
خشن Violent
خصمانه Virulent
پرهیاهو Vociferous
عوامانه، بی‌معرفت Vulgar
W
گسترده Widespread
مأمور خودخواسته Witting agent
نوشتارها Writings
آثار Work
جهان World
پرخواننده‌ترین Widely read
بهانه‌گیری بلهوسانه Whimsical tergiversation
با شدت With a vengeance
آزادی زنان Women liberation
X
Y
Z

 


مترجم: آریا سلگی
ویرایش و آماده‌سازی: سبا امیری
این مقاله ترجمه‌ای است از:

Foucault: The Faux Radical By Gabriel Rockhill

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

احزاب کیهان‌سیاسی در عصر پسا‌انسان
سه جستار دربارۀ اسطوره
فوکو: رادیکالی بدلی
فوکو: رادیکالی بدلی (۱)
هایدگر در برابر هگل
هایدگر در برابر هگل: می‌توانیم از واقعیت پرده برداریم؟
دیالکتیک برآینده‌گرای فریدریش انگلس
دیالکتیک برآینده‌گرای فریدریش انگلس
آیا اندرویدها خواب گوسفند الکتریکی می‌بینند؟ به سوی بازتصرف انقلابی شتابگرایی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت