چرا اینقدر نابرابری؟
تلاش من در این کتاب برخلاف عامهپسندکردن اقتصاد است: اگر این کتاب موفق شود، خوانندههایش را برمیانگیزد تا اقتصاد را خودشان به دست بگیرند و کاری میکند که دریابند برای درک اقتصاد باید این را هم بفهمند که چرا متخصصان خودگماشتۀ اقتصاد، یعنی اقتصاددانها تقریباً همیشه به خطا هستند. [۱]
یانیس واروفاکیس، که اسلاوُی ژیژک او را تحت عنوان “یکی از معدود قهرمانان زندگیاش” معرفی میکند، اقتصاددان و سیاستمدار اهل یونان است. واروفاکیس به عنوان وزیر دارایی یونان از ژانویه تا اوت ۲۰۱۵ خدمت کرده است. او به خاطر مواضع ضدریاضتی و انتقاداتش به سیاستهای اقتصادی اتحادیه اروپا، علیالخصوص سیاستهای موسوم به نئولیبرال، شناخته میشود.
واروفاکیس همچنین بهخاطر طرح ایدۀ جنجالی «مرگ سرمایهداری» شناخته میشود. از نظر او سرمایهداری، به شکلی که میشناختیم، با آنچه او «تکنوفئودالیسم» یا «فئودالیسم فناورانه» مینامد جایگزین شده است.¹ در این یادداشت قصد دارم به معرفی مختصر کتاب حرفهایی با دخترم دربارۀ اقتصاد (۲۰۱۷) بپردازم.
کتاب «حرفهایی با دخترم دربارۀ اقتصاد: تاریخ مختصر سرمایهداری» شامل هشت فصل است که موضوعاتی چون تاریخ اقتصاد جهان، بررسی نظریههای اقتصادی و مسائل اقتصادی جهان را در بر میگیرد.
این کتاب، با یک پرسش بنیادین آغاز میشود: «چرا اینقدر نابرابری؟»
تمام بچهها برهنه به دنیا میآیند، اما خیلی زود بعضیشان لباسهای گرانقیمتی میپوشند که از بهترین بوتیکها خریده شده، در حالی که بیشترشان لباس کهنه به تن میکنند. وقتی این بچهها کمی بزرگتر شوند، بعضی از آنها از اینکه اقوام و پدربزرگ و مادربزرگها برایشان لباس میآورند دلخور میشوند، چون هدایای دیگری را ترجیح میدهند، هدایایی مثل گوشی آیفون، درحالیکه بچههای دیگر رؤیای روزی را در سر دارند که بتوانند با کفشهای بیوصله به مدرسه بروند. این همان نابرابری است که مشخصۀ بارز جهان ماست. [۲]
برخلاف جریان اصلی اقتصاد (مارژینالیستها و اتریشیها) که این نابرابری را طبیعی و اجتنابناپذیر میدانند، و بر خلاف بخش دیگری از اقتصاددانان و تحلیلگران سیاسی که نابرابریها را حاصل بیکفایتی و فساد در این یا آن حکومت میدانند، واروفاکیس، میگوید نابرابری حاصل ساز و کار یک نظام اقتصادی خاص است: جامعۀ بازار، یا سرمایهداری. تمام این کتاب در واقع تلاشی است برای توضیح هرچه سادهتر و شفافتر منطقِ سرمایه برای افراد غیرمتخصص، یا به تعبیر خود او، «جوانان».
واروفاکیس به منظور تحقق هرچه بهتر این هدف، فرمی منحصربهفرد برای کتابش برگزیده. تمام این کتاب، در قالب گفتوگوی خود او با دخترش سِنیا نگاشته شده² و از همین رو، ما با نثری ساده، جذاب و شیوا طرفیم. او با استفاده از داستانها و تمثیلات مختلف -از ادیپ و فاوست گرفته تا فرانکشتاین و ماتریکس- ما را به سفری اقتصادی میبرد تا نهایتاً نشان بدهد تنها ما -مردم- هستیم که میتوانیم چارهای برای اقتصاد بیندیشیم؛ نه بانکها، نه دولتها، نه سرمایهدارها، و نه علیالخصوص، اقتصاددانها.
ــــــــ
۱. او در کتاب «سرمایهداری مُرد! قاتل؟ تکنوفئودالیسم» به این موضوع پرداخته که به فارسی ترجمه شده.
۲. واروفاکیس کتاب «سرمایهداری مُرد! قاتل؟ تکنوفئودالیسم» را نیز به همین شیوه و در قالب گفتوگویی با پدرش نگاشته است.
[۱] واروفاکیس، یانیس (۲۰۱۷). “حرفهایی با دخترم دربارۀ اقتصاد.” *تاریخ مختصر سرمایهداری*، پیشگفتار، ۱۲.
[۲] همان، فصل اول،۱۷.
دیدگاهتان را بنویسید