جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتتاریخ و سیاستایدئولوژی ایرانی (بخوانید فارسی)

ایدئولوژی ایرانی (بخوانید فارسی)

23 اسفند 1403
نوید قادریان
تاریخ و سیاست
560 بازدید

این یادداشت تلاشی است برای مواجهۀ انتقادی با گفتگوی آرمان امیری و حسام سلامت. بر تعدادی از دعاوی آرمان امیری به‌صورت مشخص تمرکز خواهم کرد و سعی خواهم کرد نشان دهم که چگونه دعاوی او در این موارد خاص، در بهترین حالت مناقشه‌برانگیز و در غیراین‌صورت اصولاً، ایدیولوژیک و در خدمت نرمالیزه‌کردن تاریخی از ستم و تبعیض سیستماتیک کار می‌کنند.

اگر بخواهیم تعریفی ساده و اولیه از ایدیولوژی نزد مارکس و انگلس به دست دهیم، می‌توانیم آن را چون طبیعی‌انگاریِ امرِ موجود تلقی کنیم. کسی که درون ایدیولوژی می‌اندیشد، با نادیده‌گرفتن بنیادهای مادی و عینی برسازندۀ امور، و به‌جای آن با توسل به یک بدیهی‌انگاری خاص، امرِ حقیقتاً اجتماعی‌ و بدین سبب تاریخی را چون امر بیرون از تاریخ تصور می‌کند و بدین‌وسیله به آن شأنی والاتر از آن می‌دهد که هرگز دچار تغییر و در معرض تهدید قرار گیرد، چیزها ذاتاً و به درازنای تاریخ چنین بوده‌اند و نمی‌توانند هم جور دیگری باشند. ایدیولوژی یک آگاهی کاذب است که در آن، معلول با جدایی از علت‌های مادی خود، شأنی مستقل به خود می‌گیرد.

امیری در قسمت دوم گفتگوی اخیر خود با حسام سلامت، «ایرانی‌ها را اساساً دوزبانه» می‌خواند، او می‌گوید در همۀ دیگر جاهای دنیا یک زبان مادری داریم و یک زبان ملی (طبعاً او این‌جا کشورهایی را می‌گوید که زبان یا زبان‌های مادری‌ای متفاوت از زبان رسمی نیز دارند)، معلوم نیست دوزبانه بودن ایرانی‌ها کی و چگونه رخ داده، چه فرایند خاصی که طبعاً مستلزم آموزش دامنه‌دار اقلیت‌ها است رخ داده که افراد توانسته‌اند به زبانی جز زبان مادری صحبت کنند، از طرفی او در خاطره پدرش تعریف می‌کند که فارسی برای غیرفارسی‌زبانان، زبان «باسوادها» بوده. پی‌گیری منطقی همین خط باسوادی که البته امیری علاقه‌مند به آن نیست، فاصله‌ای را نشان می‌دهد میان کاربری زبان مادری به‌عنوان زبان روزمره، زبانی که جهان پیرامون را وصف می‌کند و با آن نسبت عملی برقرار می‌کند، و کاربری زبان فارسی به‌عنوان زبان آموزش، زبان دانش. ملی‌شدن زبان فارسی را نمی‌توان جدای از نسبت آن با دستگاه دیوانی و اداری، با آموزش و به‌مثابۀ یک زبان گفتمانی در خدمت دولت مدرن و از این نظر، به‌عنوان چیزی جز یک تکنولوژی سیاسی در خدمت ایجاد یک هویت ملی فهمید.

در جای دیگری از گفتگو امیری درحالی‌که پیش از این و در قسمت اول گفتگو حق حاکمیت مردم را بنیادی‌ترین اصل یک جمهوری خوانده، «هویت ملی» را پیش‌شرط دموکراسی می‌نامد، و ادامه می‌دهد که هرجا که این هویت ملی در تاریخ موجود نبوده، اقتدار سیاسی و استبداد را توجیه کرده است. در نهایت به‌نظر می‌رسد که حق حاکمیت مردم آن‌قدرها هم بنیادی نیست، یعنی اگرچه که مکرراً ادعا می‌شود که تاریخ راه میان‌بر ندارد و هیچ نهاد و قانونی نمی‌تواند جلوی درک (از حیث تاریخی) ناقص انسان‌ها را بگیرد، اما آن‌جایی که به ناموس وطن و تمامیت ارضی مربوط می‌شود، استبدادی‌ترین تصمیمات سیاسی هم به ناگاه موجه می‌شوند. از طرف دیگر، آن‌چه که بلافاصله به ذهن متبادر می‌شود این پرسش است که آتنیان به‌عنوان اولین دموکراسی تاریخ دقیقا چه فهمی از هویت ملی آتنی داشته‌اند که پیش‌شرط دموکراسی‌شان را برطرف نموده است. در نمونه‌های معاصر نیز، بریتانیای کبیر و ایالات متحده بر مبنای کدام هویت یک‌پارچه ملی دوتا از موفق‌ترین تجربه‌های دموکراسی نهادینه‌شده غرب را تشکیل داده‌اند.

آن‌جایی که به توسعه هم مربوط می‌شود نه‌تنها امیری منکر تبعیض سیستماتیک و توسعه‌نیافتگی شدید استان‌های حاشیه‌ای که دست بر قضا غالبا هم استان‌هایی با جمعیت اقلیت‌های اتنیکی‌اند می‌شود، که اصولا دیگر استان‌ها را بدهکار سرنوشت مظلومانه تهرانی‌ها هم می‌کند. تردیدی نیست که فقر و محرومیت در ایران، پیش از هر چیز، حاصل ناکارآمدی اداری و سیستماتیکی است که مرکز و حاشیه نمی‌شناسد و همه را با هم در ورطه فلاکت و بدبختی انداخته، اما آن‌چه که انتزاع کوته‌بینانه امیری مخصوصاً در اشاره‌اش به نسبت دانش‌آموز به صندلی استان تهران نمی‌فهمد، مازاد جمعیتی است که دقیقا به دلیل توسعه ناموزون کشور، چاره‌ای جز اشغال تهران ندارد. او نمی‌پرسد که چرا نرخ محرومیت استان سیستان و بلوچستان به تنهایی هم اندازه مجموع نرخ محرومیت یزد، اصفهان و سمنان است، تازه احتمالا سیستان و بلوچستانی‌ها باید ممنون هم باشند که تهرانی‌ها از صندلی‌های بیش‌تر برای مدارسشان گذشته‌اند وگرنه که احتمالا نرخ محرومیت استان ۷۰ درصد را هم رد می‌کرد.

آقای امیری احتمالا نمی‌داند که فاشیسم در همۀ نسخه‌هایش نژادپرست نبوده، اما دیگری‌ستیز چرا. دیگری‌ستیزی عرب و مسلمان و افغانستانی کسانی که ایران دال محوری و ورد زبانشان است، بر کسی پوشیده نیست. اما فراتر از آن، فاشیسم چیزی نیست جز وسوسه و خیال خوش یک کلیت با خود این‌همان. یک کلیت خالی از تنش، تناقض و تنازع. آن‌جایی که به هویت یک‌پارچه ملی ایران، «جعلی» بودن هویت دیگر ملت‌های درون این مختصات، و به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز فراتاریخی زبان مادری و ملی این ملت‌ها برمی‌گردد، امیری دقیقا به کلیت صوری و موهومی می‌اندیشد که توان تاب‌آوردن تفاوت را ندارد.

دموکراسی به‌مثابۀ یک تعیّن تاریخی، آن‌جایی ممکن شد که نیروهای متفاوتی در عرصه سیاسی مقابل هم قرار گرفتند که هیچ‌کدام به‌تنهایی توانایی از میان برداشتن دیگری را نداشتند، به این معنا دموکراسی از اساس چیزی متفاوت با هویت‌های تام و تمام و یک‌پارچه‌ای است که از پیش درون کل ادغام شده‌اند و با کل یکی شده‌اند. کلیت امیری اما، نحیف‌تر و ضعیف‌تر از آن است که تنش امر منفی را تاب آورد، و جسارت خود را به تفاوت وانهادن و از دل تفاوت دوباره زاده شدن را ندارد. پس چاره‌ای ندارد جز این‌که ایران و ایرانی (شما بخوانید فارسی) را هستۀ معیاری بداند که با کوچک‌ترین انحراف از معیاری با سرکوب و از مرزهای خود بیرون راندن پاسخ می‌دهد. وجه دیگر این خیال کلیت یک‌پارچه فاشیستی اما، هیولاهای بی‌شاخ و دم ساختن از تفاوت است. هیتلر یهودی‌ها را بیماری می‌خواند، امیری حزب دموکرات کردستان ایران را «آسیب» می‌خواند. قاسملو در مصاحبه‌ای گفته بود که «ما اجازه نمی‌دهیم کسی خود را از ما ایرانی‌تر بداند»، اما امیری از پیش فهمیده که این فاشیست‌های قوم‌گرا، هدفی جز تجزیه و به محاق بردن دموکراسی ملی ما ندارند.

سخن کوتاه، اگر هم هویت‌های اتنیکی در ایران امروز از سنخ ناسیونالیسم افراطی و بنیادا نژادپرستانه باشند، رفع تهدید آن‌ها، نه از راه حذف و خفه کردن صداها، که از مسیر هم‌زیستی‌ای واقعاً برابر و از راه ساختن ایرانی میسر می‌شود، که برای اقلیت‌ها، برای آنان که پشت مرزهای این هویت صلب و طردکننده ایستاده‌اند هم به همان اندازه ایران باشد که برای آقای امیری و دوستانش است. به این معنا وطن آن‌جایی وطن می‌شود که بر مبنای هم‌زیستی آزادانه، مسیولانه و به دور از سلطه همۀ ملت‌ها، با همۀ غنا، تکثر و تفاوتی که دارند، قرار گیرد. سخن گفتن از ناسیونالیسم افراطی اقلیت‌ها، بدون سخن گفتن از شرایط سیاسی و اقتصادی ممکن‌کننده چنین ناسیونالیسمی، نتیجه‌ای جز بازتولید شرایط نمی‌تواند داشته باشد. زمانی مارکس و انگلس هگلیان جوان را برای تمرکز روی نقد ایده‌ها و نه شرایط برسازنده ایده‌ها شدیداً مورد نقد قرار دارند. روی‌کرد مشابهی برای کسانی چون امیری لازم است تا بتوان حقیقتا به تغییر عملی وضعیت مادی مورد نقد اندیشید.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: ایدئولوژی ایرانیدموکراسی
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

R2P یا مسئولیت حمایت و جنگ علیه ایران
مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
ایران: از هیدگر تا کانت
سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
آرایش غلیظ یک جسد: بازاریابی برای استبداد در عصر نسیان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت