جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتهنر و ادبیاتگرونیکا علیه گرونیکا: مقاومت در برابر فاشیسم در سرحدات فاجعه

گرونیکا علیه گرونیکا: مقاومت در برابر فاشیسم در سرحدات فاجعه

22 فروردین 1404
پارسا حبیبی
هنر و ادبیات
456 بازدید

گرونیکا فقط به تصویر کشیدن یک بمباران نیست. تصویر لحظه‌ای‌ است که بدنی زخمی، لرزان، اما هنوز زنده، مشعل را بالا نگه می‌دارد. صحنه‌ای از سوگواری نیست؛ صحنۀ زایش هر دم حاضر قدرت برسازنده است. مشعلی کوچک که می‌ایستد در برابر فاشیسم – هر چند با درد و امید.

پیکاسو نور نقاشی را از دل ویرانی بیرون نکشید؛ آن را به شکلی انسانی‌تر، خاکی‌تر، و زنده‌تر ترسیم کرد. نه نوری از آسمان، نه از خدایی دور، نه حتی از تکنولوژی (چیزی همچون لامپ در تصویر)؛ بلکه نوری کوچک، در دستان زنی یا مردی که در دل مرگ، هنوز نور را برافراشته است. این نور، همان چیزی‌ست که اسپینوزا کناتوس می‌نامد: آن نیروی زندگی که نمی‌گذارد ما از بودن و مقاومت دست بکشیم. کناتوس شاید نتواند اکنون گاو ددمنشی را که ناظر و فاعل فاجعه است شکست دهد، اما با ثبت جنایت و ایجاد حافظه‌ای فعال به ستیز با خودکامه می‌رود. مشعل دیگر تزئین نیست. آن، روشنایی است که از دل رنج برآمده. نوری انسانی، شکننده، اما گرم و پیوسته. نوری که اجتماع از آن آغاز می‌شود ــ نه در فرمان و هراس، که در فهمِ مشترکِ درد.

 کناتوس راه مبارزه و مقاومت را باز می‌گذارد. حتی وقتی زخم خورده‌ایم، حتی وقتی درد می‌کشیم. پیکاسو با بلوک‌های تصویر نشان می‌دهد که چگونه حتی در زمانی که بمباران اتفاق می‌افتد، خبری از «حیات برهنه» نیست. «حیات برهنه» زندگانی است که فقط زنده بودنش به رسمیت شناخته می‌شود، بدون هیچ حق، صدا یا ارزش سیاسی — صرفاً بدنِ زنده‌ای که می‌توان نادیده‌اش گرفت یا قربانی‌اش کرد.

در گرونیکا، بدن‌ها تکه‌تکه‌اند، اما از هم نپاشیده‌اند. زن گریان، اسبِ شکافته، مادری که کودک بی‌جانش را در آغوش دارد، دستی که گلی در دستانش روییده است ــ این‌ها تصویرِ تسلیم نیستند؛ حاشا اگر هنر در برابر مرگ سپر اندازد! این‌ها بدن‌هایی‌اند که هنوز میل می‌ورزند، هنوز می‌جنگند، هنوز «هستند».

آنتونیو نگری در رابطه با درد و اهمیت آن در ساخت جامعه دموکراتیک در کتابش، کار ایوب، نوشته است:

درد کلیدی است که باب ورود به اجتماع را می‏‌گشاید. همۀ سوژه‏‌های جمعی بزرگ از رهگذر درد شکل می‏‌گیرند ــ دست‌کم، آن‏‌ها که علیه غصب زمان حیات به دست قدرت برساخته مبارزه می‌‏کنند؛ آن‏‌ها که زمان را در قامت قدرت برسازنده بازیافته‌‏اند، در هیئت امتناع از کارِ استثمارشده و سرپیچی از مراتب و فرامینی که بر استثمار مزبور ابتنا دارند. درد بنیان دموکراتیک جامعۀ سیاسی است، در حالی که ترس بنیان دیکتاتورمآبانه و اقتدارگرایانۀ آن است.

لامپ ترسیم‌شده در تصویر، نوری ندارد. در زبان اسپانیایی به آن می‌گویند بمبیلا ــ واژه‌ای که از ارتعاش حروفش صدای بمب شنیده می‌شود. لامپ، تکه‌ای از دنیای فنی و روزمره است؛ اما اینجا بدل شده به چشم بی‌احساسِ جنگ که دیگر حتی روشنایی ندارد. نوری سرد، بی‌جان، که فقط تماشا می‌کند. پیکاسو پیش از جنگ جهانی دوم و استفاده از بمب اتم و نیز پیش از انتشار دیالکتیک روشنگری نشان می‌دهد که مدرنیتۀ مسلط قادر به رقم‌زدن چه فجایعی است، آن‌گونه که آدورنو و هورکهایمر به طعنه [احتمالاً در رابطه با بمب اتم] می‌نویسند «کرۀ خاک که اکنون به تمامی روشن گشته، از درخشش ظفرمند فاجعه تانباک است.»

البته گرونیکا، نقاشی فاجعه نیست؛ نقاشی نور است ــ نوری که از بدنِ رنج‌کشیدۀ انسان می‌تابد. از زنی که می‌گرید، اما نمی‌شکند. از دستی که کودک مرده را نگه داشته، دستی که مشعل را در دست گرفته است. از سربازی که شمشیرش شکسته، اما گلی در دستان او شکفته است.

این، کناتوس است. این، آغاز مقاومت است. و بی‌شک هنوز مشعلی در دست ماست، چرا که ستیز با فاشیسم پایان نیافته است؛ چراکه ما حسابی با فاشیسم داریم که هنوز (و الی‌الابد؟) با فاشیسم تسویه نشده است.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: فاشیسمنقاشیهنر
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

اصالت هنر در عصر هوش مصنوعی
موسیقی، خاطره، امید: از فلسطین تا لیبی، رؤیای ویران‌شده
سه جستار دربارۀ اسطوره
تماشاگر-بازیگران رهاشده: بوآل، رانسیر و تماشاگر قرن بیست‌و‌یکم
محمدعلی سپانلو
در زورق مرقع و ریحان
ایماژهایی از زنان و زنانه‌سازی تماشاگر در سینمای «ضدجنگ» هالیوود

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت