جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتتاریخ و سیاستاخلاقِ سکوت و سخن | در نقدِ «آیا بی‌طرفی بی‌شرفی است؟»

اخلاقِ سکوت و سخن | در نقدِ «آیا بی‌طرفی بی‌شرفی است؟»

1 اسفند 1404
امید کشمیری
تاریخ و سیاست
360 بازدید

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، در فضای مجازی و گفتار عمومی، تعابیری از سنخ «بی‌طرفی بی‌شرفی است» یا صورت‌بندی‌های مشابه آن بیش‌ازپیش تکرار می‌شود؛ تعابیری که میان بی‌طرفی و بی‌شرفی نوعی تقارن یا حتی تلازم منطقی برقرار می‌کنند. صرف‌نظر از زمینه‌های عاطفی و اجتماعیِ ایجاد چنین شعارهایی، رواج چنین زبانِ دوگانه‌سازی‌شده‌ای نگران‌کننده است؛ زیرا می‌تواند به تشدید قطبی‌سازی، تقویت منطقِ «یا با ما یا علیه ما» و تضعیف امکان گفت‌وگوی عقلانی بینجامد.

درعین‌حال باید توجه داشت که این بحث در خلأ شکل نگرفته است. با گسترش شبکه‌های اجتماعی در ایران، به‌تدریج نوعی تصویر ـ و به گمان ما ناموجه ـ در معیارهای سنجشِ کنش سیاسی و اخلاقی پدید آمده است که طبق آن، اعلام موضع در بسترهای آنلاین به یکی از شاخص‌های اصلی تعهد و مسیولیت بدل شده و سکوت در آن، گاه به‌سرعت به بی‌تفاوتی یا عافیت‌طلبی تعبیر می‌شود. حال آن‌که شبکه‌های اجتماعی تنها یکی از میدان‌های کنش اجتماعی و سیاسی‌اند و در غالب موارد کم‌هزینه‌ترینِ آن‌ها به شمار می‌آیند؛ چراکه در بسیاری از موقعیت‌ها، گفت‌وگو و موضع‌گیری در عرصه‌های حضوری و رودررو اثرگذارتر و چه‌بسا پرهزینه‌تر است. برای مثال، فعالیت حرفه‌ای مسیولانه، کنش مدنی در محیط‌های واقعی و فرهنگی، یا تربیت انتقادی دانشجویان و فرزندان، همگی اَشکالی از تعهد اجتماعی‌اند که الزاماً در شبکه‌های اجتماعی بازتاب نمی‌یابند. ازاین‌رو، فروکاستِ مسیولیت اخلاقی به حضور یا عدم حضور در این فضا و اظهارنظر در آن، ناموجه است.

در این میان، دکتر واعظ ـ به‌عنوان معلم و مروج تفکر نقاد ـ یادداشتی با عنوان «آیا بی‌طرفی بی‌شرفی است؟» منتشر کرده‌اند که می‌کوشد این شعار را تعدیل و صورت‌بندی دقیق‌تری از آن ارایه دهد. یادداشت ایشان بهانه‌ای مغتنم فراهم آورد تا فارغ از هیجان‌های مقطعی، خودِ این مسیله را از منظر اخلاقی و تحلیلی به بحث بگذاریم و مفروضات پنهان آن را در ترازوی نقد بسنجیم.

۱) پیش‌فرضِ مطلوبیتِ ذاتیِ موضع‌گیریِ علنی

نخست آن‌که متن به‌طور ضمنی فرض می‌کند موضع‌گیری علنی در وضعیت بحران، فی‌نفسه امری مطلوب و از منظر اخلاقی معقول است. حال آن‌که چنین امری بدیهی نیست و کاملاً اقتضایی است. در موقعیت‌های قطبی و ملتهب، هر اظهارنظری لزوماً به روشن‌تر شدن حقیقت یا کاهش رنج جمعی کمک نمی‌کند و گاه صرفاً به بازتولید خشم، تشدید دوگانه‌ها یا خوراک دادن به سازوکارهای رسانه‌ای زیان‌بار می‌انجامد.

ازاین‌رو، «سخن گفتن» به‌خودی‌خود ارزش ذاتی ندارد. همان‌قدر که سکوت می‌تواند در برخی موقعیت‌ها عملی نادرست باشد، گفتار نیز نیازمند ارزیابی پیامدی و زمینه‌ای است. به‌بیان‌دیگر، ارزش اخلاقیِ سخن گفتن به شرایط، پیامدها و نسبت آن با خیر عمومی بستگی دارد، نه صرفِ علنی بودن آن.

۲) تعیینِ تکلیفِ اخلاقیِ سنگین برای صاحبان تریبون

دوم آن‌که واعظ برای کسانی که «پایگاه اجتماعی» دارند، نوعی تکلیف اخلاقی به بیان علنی و اعلام موضع سیاسی قایل است، بی‌آن‌که مبنا و دلایل این تکلیف را به‌روشنی صورت‌بندی کند. پرسش این است که چرا داشتن تریبون و مخاطب باید چنین الزامی بیاورد؟

اگر کسی به این نتیجه برسد که سخنش در موقعیتی پرآشوب پیامدهای مخرب‌تری دارد، یا اساساً شنیده نمی‌شود، یا ضعیف‌ترین و تحریف‌شده‌ترین نسخۀ آن فهمیده می‌شود، آیا همچنان موظف به بیان است؟ بدون صورت‌بندی روشن و موجهِ استدلالی از مبنای چنین الزامی ـ چه در قالب وظیفه‌گرایی، پیامدگرایی یا اخلاق فضیلت ـ چنین تکلیفی لغو و ناموجه خواهد بود.

افزون بر این، بر اساس چنین انتظاری، روشنفکران به ماشین‌های اظهارنظر بدل می‌شوند؛ رسالت روشنفکری، به‌جای تعهد به تفکر سنجیده، تبدیل به «حرّافی به هر قیمت» می‌شود و خودِ سخن گفتن به هدف بدل می‌گردد. حال آن‌که بیان و اعلام موضع ارزش ذاتی ندارد، بلکه به اعتبار آثار و نتایجش اهمیت می‌یابد. بماند این‌که در غالب موارد اصل بر سکوت است نه سخن گفتن، و برای سخن گفتن ـ آن‌هم علنی و عمومی ـ باید دلیل داشته باشیم، نه بالعکس.

۳) عدم تفکیکِ “مصلحت‌اندیشی” از “منفعت‌جوییِ شخصی” و اخلاق حداقلی و حداکثری

نخست باید میان «منفعت‌خواهی شخصی» و «مصلحت‌اندیشی» تمایز گذاشت. منفعت‌خواهی شخصی ناظر به حفظ سود، امنیت یا جایگاه فردی است؛ معیار تصمیم‌گیری در آن این است که فعل یا ترک فعل «برای من چه هزینه و فایده‌ای دارد؟». اما مصلحت‌اندیشی لزوماً خودگرایانه نیست؛ بلکه سنجش موقعیت و ارزیابی پیامدهاست با این دغدغه که «در این شرایط، درمجموع چه چیزی به صلاح‌تر است؟». ممکن است فردی سکوت کند نه برای حفظ منافع شخصی، بلکه به این دلیل که سخن گفتن را در آن موقعیت خاص موجب تشدید تنش یا بی‌فایده بداند.

حتی منفعت‌جویی شخصی را نیز نمی‌توان بی‌درنگ در زمرۀ «بی‌شرفی» نشاند؛ چراکه داوری اخلاقی در این خصوص مستلزم توجه به تمایز میان دو سطح از اخلاق است: اخلاق حداقلی و اخلاق حداکثری. اخلاق حداقلی ناظر به تکالیف پایه‌ای و الزام‌آور است و ترک آن مستوجب نکوهش جدی است؛ در مقابل، اخلاق حداکثری شامل کنش‌های فداکارانه و قهرمانانه‌تر است که انجامشان تحسین‌برانگیز و ستودنی است، اما ترکشان الزاماً رذیلت اخلاقی محسوب نمی‌شود.

با این توضیح، موضع‌گیری علنی در شرایط پرهزینه غالباً در قلمرو اخلاق حداکثری قرار می‌گیرد؛ ازاین‌رو نمی‌توان انتظار داشت که همۀ افراد، در هر موقعیتی، هزینه بدهند یا رفتار قهرمانانه نشان دهند. معیار قرار دادن اخلاق حداکثری و اطلاق برچسب‌های سنگین اخلاقی به کسانی که طبق آن معیار عمل‌نکرده‌اند، خلط این دو سطح از اخلاق و ساده‌سازی تحلیل اخلاقی است.

۴) اِشکالِ تحلیل انگیزه‌ها و آثار منفیِ فرهنگی آن

افزون بر این، داوری اخلاقی دربارۀ سکوت اگر بر نسبت دادن انگیزه‌ها بنا شود، از منظر عقلانی و اخلاقی محل اشکال است. در عالم انسانی به‌سختی می‌توان با اطمینان ـ یا حتی ظن قوی ـ تعیین کرد که چه کسی دقیقاً چه می‌داند، چه اندازه می‌داند، و سکوتش از سنخ احتیاط معرفتی، عافیت‌طلبی، فرسودگی روانی، تردید نظری، اضطراب و ترس، یا منفعت‌جویی شخصی است.

اگر تمایز میان «سکوت صادقانه» و «سکوت منفعت‌جویانه» به معیار داوری عمومی بدل شود ـ که تا حدی چنین شده است ـ به‌سادگی می‌تواند به فرهنگی از سوءظن اخلاقی بینجامد؛ فرهنگی که در آن هر سکوتی نشانۀ ترس یا همدستی تفسیر می‌شود. چنین فضایی خود به بازتولید خشونت می‌انجامد و با فرهنگ گفت‌وگو و اخلاق روشنفکری ناسازگار است.

درنهایت، مسیله نه ستایش سکوت است و نه تقدیس فریاد، بلکه دفاع از پیچیدگی‌های اخلاقیِ موقعیت‌های انسانی است. اگر هر سکوتی به بی‌شرفی و هر موضع‌گیری‌ای به شجاعت فروکاسته شود، اخلاق و تفکر جای خود را به داوری‌های شتاب‌زده می‌دهد. آنچه بیش از هر چیز بدان نیاز داریم، نه الزام همگانی به اعلام موضع، بلکه حساسیت بیشتر نسبت به زمینه، پیامد و حدود دانایی خویش در سخن گفتن است. اخلاق گفتار، همچون خودِ اخلاق، در منطقۀ خاکستریِ میان سکوت و سخن شکل می‌گیرد، نه در تبیین‌های خطی و ساده‌ساز.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

R2P یا مسئولیت حمایت و جنگ علیه ایران
مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
ایران: از هیدگر تا کانت
سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
آرایش غلیظ یک جسد: بازاریابی برای استبداد در عصر نسیان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت