جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتنوشته‌‌های ارسالیمشاهیرفروش خیابان انقلاب، یک مردم‌شناس بود!

مشاهیرفروش خیابان انقلاب، یک مردم‌شناس بود!

5 اکتبر 2026
محدثه الفت شایان
نوشته‌‌های ارسالی ، اقتصاد و جامعه
20 بازدید

در میانۀ خیابان انقلاب تهران، جایی که کتاب‌فروشی‌ها، دست‌فروشان، دانشجویان و رهگذران در هم می‌آمیزند، آقا بهمن سال‌هاست بساط کوچکی پهن می‌کند و عکس مشاهیر را می‌فروشد. نگاه نخست، این بساط را صرفاً دکه‌ای برای امرار معاش می‌بیند؛ مجموعه‌ای از تصاویر قاب‌گرفته یا چاپ‌شده که در کنار هم چیده شده‌اند. اما اگر کمی بیشتر مکث کنیم، درمی‌یابیم که این بساط تنها محل خرید و فروش عکس نیست، بلکه صحنه‌ای فشرده از حافظۀ سیاسی و فرهنگی جامعۀ ایران است. در کنار عکس رهبر جمهوری اسلامی، تصویر محمدرضا شاه قرار گرفته است؛ کمی آن‌سوتر، مصدق دیده می‌شود و در کنار او چهرۀ چه‌گوارا، انقلابی آمریکای لاتین، حضور دارد. آنچه در فضای رسمی و سیاسی کشور به دشواری می‌تواند کنار هم قرار گیرد، در این بساط کوچک، هم‌زمان و بی‌واسطه حاضر است.

فروشنده بیش از بیست‌وپنج سال است که همین کار را انجام می‌دهد. او نه پژوهشگر دانشگاهی است و نه مدعی شناخت نظری جامعه، اما تجربۀ روزانه‌اش نوعی آرشیو زنده از دگرگونی سلیقه‌های سیاسی مردم پدید آورده است. او به یاد دارد که در هر دوره، کدام تصویر بیشتر خواهان داشته، کدام چهره ناگهان ناپدید شده و کدام نام پس از سال‌ها دوباره به بساط بازگشته است. حافظۀ او حافظۀ آمارهای رسمی نیست؛ حافظۀ گفت‌وگوهای کوتاه، نگاه‌های مردد، درخواست‌های ناگهانی و خریدهای روزمره است. همین تجربۀ انباشته، او را به نوعی مردم‌نگار ناخواسته تبدیل کرده است؛ کسی که بدون قصد علمی، داده‌های اجتماعی را در طول زمان ثبت و حفظ می‌کند.

روش کار او نیز شبیه فرایند مشاهدۀ میدانی در مردم‌نگاری است. او از پیش تصمیم نمی‌گیرد که چه تصویری را عرضه کند. مشتریان با پرسش‌های خود مسیر انتخاب را تعیین می‌کنند: «عکس فلانی را دارید؟»، «می‌توانید دفعۀ بعد تصویر این شخصیت را بیاورید؟»، «چرا عکس او را نمی‌آورید؟» هر پرسش برای او نشانه‌ای از تغییری در فضای اجتماعی است. هنگامی که تعداد این درخواست‌ها افزایش می‌یابد، او می‌فهمد که باید تصویر تازه‌ای به مجموعه‌اش اضافه کند. بنابراین، بساط او نه محصول برنامه‌ریزی ایدئولوژیک، بلکه نتیجۀ تعامل مداوم با رهگذران است. جامعه از خلال خواسته‌های پراکندۀ خود، ترکیب این آرشیو خیابانی را شکل می‌دهد.

اما اهمیت این بساط تنها در ثبت تغییر سلیقه‌ها نیست. نکتۀ اساسی‌تر آن است که چگونه چنین فضایی در جامعۀ امروز ایران امکان بقا یافته است. در شرایطی که سیاست‌گذاری‌های رسمی، قطبی‌سازی و محدودیت‌های گوناگون، کنار هم قرار گرفتن دیدگاه‌های متفاوت را دشوار کرده‌اند، این بساط کوچک نوعی هم‌نشینی نامحتمل را ممکن می‌کند. تصاویر متضاد، بدون آنکه یکدیگر را حذف کنند، در فاصلۀ چند سانتی‌متری کنار هم آویخته شده‌اند. خریدار سلطنت‌طلب، هوادار مصدق، فرد مذهبی یا دانشجوی چپ‌گرا، همگی می‌توانند در برابر یک بساط واحد بایستند و کالای مورد نظر خود را انتخاب کنند. این هم‌حضوری به معنای توافق سیاسی نیست، اما به معنای امکان حضور هم‌زمان در یک فضای مشترک است؛ امکانی که خود واجد معنای اجتماعی مهمی است.

پرسش اصلی اینجاست که چه چیزی چنین هم‌زیستی‌ای را ممکن کرده است؟

پاسخ را باید در عقلانیت اقتصادی جست‌وجو کرد. فروشنده پیش از هر چیز می‌خواهد کالا بفروشد و درآمد کسب کند. اگر تنها تصاویر یک گرایش را عرضه کند، بخش بزرگی از مشتریانش را از دست می‌دهد. بنابراین، منطق بازار او را وادار می‌کند که مجموعه‌ای متنوع فراهم آورد. او برای بقا ناچار است تفاوت‌ها را تحمل کند. به این ترتیب، تساهل نه از دل یک آرمان اخلاقی، بلکه از دل ضرورت اقتصادی پدیدار می‌شود. منفعت مادی، ناخواسته فضایی برای هم‌نشینی نمادهای متعارض می‌سازد.

از این منظر، بساط خیابان انقلاب نمونه‌ای کوچک از رابطۀ اقتصاد و فرهنگ سیاسی است. اقتصاد بازار در اینجا صرفاً سازوکار مبادله نیست؛ سازوکاری است که برای افزایش دامنۀ مشتریان، به پذیرش تکثر نیاز پیدا می‌کند. فروشنده برای حفظ کسب‌وکار خود باید امکان انتخاب را برای گروه‌های مختلف فراهم کند و همین الزام، نوعی فرهنگ عملیِ تحمل تفاوت را تولید می‌کند. او ممکن است هیچ نظریه‌ای دربارۀ تساهل نداشته باشد، اما رفتار روزمره‌اش به بازتولید فضایی کمک می‌کند که در آن تفاوت‌ها می‌توانند بدون حذف فوری یکدیگر حضور داشته باشند.

البته این تساهل خیابانی شکننده و محدود است. هیچ تضمینی وجود ندارد که بیرون از این بساط نیز همان هم‌زیستی برقرار باشد. بااین‌حال، ارزش تحلیلی آن در همین محدودیت نهفته است. این بساط نشان می‌دهد که حتی در شرایط انسداد سیاسی نیز روابط اقتصادی روزمره می‌توانند روزنه‌هایی برای مواجهه با دیگری ایجاد کنند.

رهگذران هنگام انتخاب تصویر دلخواه خود ناچارند حضور تصاویر دیگر را نیز ببینند؛ یعنی دیگری، پیش از آنکه موضوع بحث سیاسی شود، به‌صورت یک واقعیت دیداری در برابر آنان قرار می‌گیرد.

این مشاهده شاید حتی ما را به برداشتی گسترده‌تر برساند. جامعه همیشه فقط در نهادهای رسمی، انتخابات یا رسانه‌ها قابل مطالعه نیست. گاه بخشی از واقعیت اجتماعی در حاشیۀ پیاده‌روها، در گفت‌وگوهای کوتاه میان فروشنده و مشتری و در تغییر آرام ترکیب کالاهای یک بساط خیابانی آشکار می‌شود. مردی که سال‌ها عکس می‌فروشد، در عمل تاریخچه‌ای غیررسمی از ذائقه‌های سیاسی جامعه را حمل می‌کند؛ تاریخچه‌ای که نه در آرشیوهای دولتی ثبت شده و نه در گزارش‌های پژوهشی، بلکه در حافظۀ یک فروشنده و در چینش روزانۀ تصاویر روی زمین باقی مانده است.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: محدثه الفت شایان
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

پهلوی در سه نوبت
غارت به نام ملت: اقتصادسیاسی حمله ایالات متحده به ایران
غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
اصالت هنر در عصر هوش مصنوعی
سلطۀ پیدا و پنهان: ده تز در حاشیۀ فیلمِ «پیرپسر»
سلطنت‌طلبی در آینۀ روانکاوی
سلطنت‌طلبی در آینۀ روانکاوی: پاسخ به بحران یا ایدئال‌سازی موهوم
بازار به‌مثابۀ زندان
بازار به‌مثابۀ زندان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • مشاهیرفروش خیابان انقلاب، یک مردم‌شناس بود!
  • گایست در مقامِ صانعِ امر مطلق: تأمّلاتی در بابِ خوانش رابرت براندوم بر معمای قصدیّت، از اسپینوزا تا هگل
  • نقش روشنفکر
  • رویای رستگاری؛ در فرم دیگر نه اشتیاقی هست و نه تنهایی
  • خرد و جامعه

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • حمایت از تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • تماس تلفنی
  • همکاری
  • دربارۀ تعمق
  • حمایت از تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • تماس تلفنی
  • همکاری
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت