جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتتاریخ و سیاستمسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟

مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟

17 اردیبهشت 1405
پیتر سینگر، ساویتا پاندی، هاله لشگری
تاریخ و سیاست
176 بازدید
R2P یا مسئولیت حمایت و جنگ علیه ایران

در سال ۲۰۰۵، اجلاس جهانی سازمان ملل متحد که با حضور بیش از ۱۷۰ تن از سران دولت‌ها و حکومت‌ها برگزار شد. آن‌ها متعهد شدند تا از وقوع نسل‌کشی، جنایت‌های جنگی، پاک‌سازی قومی و جنایت علیه بشریت جلوگیری کند. اما آیا با تأیید «مسئولیتِ حمایت» یا «R2P»، آن‌ها به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشروعیت بخشیدند؟

بر اساس R2P، تمام دولت‌ها مسئولِ پاسداری از مردم در برابر جنایات جمعی هستند. البته این مسئولیت، پیشاپیش بر عهده‌ی خود دولت‌هاست تا از شهروندان‌شان محافظت کنند. با‌این‌حال، اگر دولت‌ها ناتوان از انجام این کار باشند، یا خود مرتکب این جنایات شوند و یا به آن دامن بزنند،R2P در شرایطی مشخص، سایر دولت‌ها را مکلف می‌کند تا مانع وقوع چنین جنایاتی شوند.

تصمیم برای تصویبِ R2P ریشه در نسل‌کشیِ رواندا در سال ۱۹۹۴ داشت؛ زمانی که عناصر تندروی جمعیت هوتو تلاش کردند تا جمعیت اقلیت توتسی و همچنین هوتوهایی را که مخالف این کشتار بودند را از میان بردارند. پس‌ازآن، کوفی عنان (که بعدها دبیر کل سازمان ملل شد) پرسشی مبنی بر این مطرح کرد که آیا ائتلافی از دولت‌های مایل و قادر به جلوگیری از نسل‌کشی، باید صرفاً به این دلیل که شورای امنیت مداخله را تأیید نکرده بود، باید بی‌هیچ اقدامی می‌ایستادند؟

مقاله‌‌ای که اخیراً در نیویورک‌تایمز منتشرشده، تلاش می‌کند R2P را به جنگ فعلی علیه ایران مرتبط کند. نویسنده‌ تلویحاً می‌‌گوید که ما با انتخابی هولناک روبروییم: یا باید به پرسش عنان پاسخ مثبت دهیم و بگوییم بله، آن ائتلاف فرضی عنان می‌بایست درحالی‌که ۸۰۰هزار توتسی قتل‌عام می‌شدند، دست روی دست می‌گذاشت؛ و یا باید بگوییم آن ائتلاف باید مبادرت می‌ورزید — و درنتیجه، تلویحاً بپذیریم که آنچه آمریکا و اسرائیل با ایران می‌کنند، موردپذیرش است.

اما ما با چنین انتخابی رو‌به‌رو نیستیم.

یقیناً می‌‌توان استدلال کرد که کشتار معترضان توسط دولت ایران در ژانویه — بنا بر تخمین‌های سازمان عفو بین‌الملل، تعداد کشته‌شدگان بین ۵ تا ۲۰هزار و چه‌بسا بیشتر است؛ و حتی خود آیت‌الله خامنه‌ای اذعان داشت که شمار کشته‌‌‌شدگان به «هزاران» تن می‌رسد — می‌بایست ملزم به واکنشی صریح و قاطع از سوی جامعه‌ی بین‌الملل می‌شد. اما دولت دونالد ترامپ هیچ‌گاه در تلاش برای توجیه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بر مبنای حفاظت از حقوق بشر، پیشگیری از فجایع، یا حتی حقوق بین‌الملل نبوده. در عوض، توجیهات ادعایی این دولت برای اقداماتش — هرچند متناقض و متغیر — حول محور دفاع از خود متمرکز بوده است. در برهه‌های مختلف، مقامات آمریکایی به تهدیدها، بازدارندگی و اهداف راهبردی اشاره‌کرده‌اند. بخشی از لفاظی‌های آنان به سمت تغییر رژیم معطوف شده است.

این پیش‌فرض که R2P حمله‌ی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به لحاظ فکری توجیه است، مبتنی بر سوءفهمی از این مفهوم است. R2P به‌خودی‌خود نه دکترینی دربارهٔ حمایت کلی از شهروندان یا حقوق بشر است و نه معطوف به دغدغه‌های مبهم بشردوستانه؛ بلکه بر محافظت از مردم در برابر چهار جنایت خاص مذکور — یعنی شدیدترین اشکال خشونتی که وجدان بشری را جریحه‌دار می‌کنند و بر اساس حقوق بین‌الملل قابل مجازات هستند — استوار است. R2P هیچ استثنای جدیدی در حقوق بین‌الملل ایجاد نمی‌کند، بلکه تنها بر تعهدات حقوقی موجود، ‌من‌جمله تکلیف به پیشگیری و مجازات مندرج در کنوانسیون نسل‌کشی، بناشده است.

این استدلال که R2P نقطه‌ی کوری ایجاد کرده تا رهبران سیاسی بتوانند برای توجیه حمله به دیگر کشورها از آن سوءاستفاده کنند، ناشی از نادیده گرفتن عنصری حیاتی از این قاعده است. گرت اوانز، وزیر امور خارجه‌ی سابق استرالیا (که به‌عنوان رئیس عضو «کمیسیون بین‌المللی مداخله و حاکمیت دولت‌ها»، نقشی اساسی در تدوین R2P ایفا کرد) همواره بر این نکته بود که پیش از توجیه استفاده از زور، باید معیارهای احتیاطی متعددی برآورده شوند.

این معیارها عبارت‌اند از: جدیت آسیب، نیت درست، آخرین و تنها راه‌حل بودن، تناسب، و مهم‌تر از همه، پیشی‌گرفتن خیر نسبت به شر. بدیهی است که پیشی‌گرفتنِ خیر از شر، نیازمند کسب موفقیت‌های جدی‌ است.

این استدلال که R2P محیطی مطلوب برای مداخله ایجاد می‌کند، شاید پس از مداخله در لیبی طی سال ۲۰۱۱ طرفدارانی پیداکرده باشد. اما روند رویدادها از آن زمان تاکنون بسیار متفاوت بوده است. درزمانی که جنایات هولناک همچنان در حال بروزند — از غزه تا سودان و میانمار — زیاده‌روی در مداخلات توجیه‌شده بر اساس R2P، چالش اصلی پیش‌روی جامعه‌ی بین‌المللی نیست، بل نارسایی مداوم در بسیجِ اقدام جمعی برای حفاظت از مردم در برابر فاحش‌ترین جنایات حقوق بین‌الملل است.

R2P منجر به بروز هیچ‌گونه خلأ و روزنه‌ای در حقوق بین‌الملل نشده؛ بالعکس، برای تضمین خویشتن‌داری، مشروعیت و پاسخگویی درزمانی که جامعه‌ی بین‌المللی با جنایت‌های فجیع جمعی روبرو می‌شود، طرح‌ریزی‌شده است. هنگامی‌که اجلاس جهانی سازمان ملل R2P را تصویب کرد، این کار را با قید صریح این نکته انجام داد که هر اقدام نظامی‌ که برای حفاظت از مردم در برابر این جنایات صورت می‌گیرد، باید تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل متحد و مطابق با منشور ملل متحد باشد.

امروزه، چالش واقعی این است که دولت‌ها، اغلب به‌طور گزینشی به نقض‌ حقوق بین‌الملل واکنش نشان داده‌اند: برخی اقدامات را محکوم می‌کنند، اما وقتی از شرکا یا متحدان‌شان در رفتار مشابهی سر می‌زند، سکوت اختیار می‌کنند. این ناهماهنگی خطر ایجاد فضایی مملو از چشم‌پوشی و تساهل را در پی دارد که در آن اقدامات غیرقانونی را تاب آورده و با آن مقابله نمی‌کنند. آنچه در اینجا ضروری ا‌ست، پرداختن جدی‌تر — از شورای امنیت گرفته تا سطوح پایین‌تر — به چارچوب R2P است؛ و همچنین رویارویی با واقعیت‌های سیاسی دشواری که همچنان مانع از ایفای مسئولیت‌هایی می‌شود که جامعه‌ی بین‌المللی خود آن‌ها را تأیید کرده است.


پیتر سینگر، استاد ممتاز اخلاق زیستی در دانشگاه پرینستون و استاد مدعوِ اخلاق پزشکی در مرکز اخلاق زیست‌پزشکی دانشگاه ملی سنگاپور، از تأثیرگذارترین فیلسوفان اخلاق در جهان معاصر است. او که بیش از نیم قرن در حوزه‌های اخلاق عملی، حقوق حیوانات، فقر جهانی و نوع‌دوستی مؤثر قلم زده، اکنون در کنار فعالیت دانشگاهی، از میزبانان پادکست Lives Well Lived و از بنیان‌گذاران بنیاد خیریه‌ی The Life You Can Save است. یادداشت فوق در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۶، با عنوان اصلی «مسئولیت حمایت و جنگ علیه ایران» منتشر شده است.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: پیتر سینگرساویتا پاندیهاله لشگری
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

ایران: از هیدگر تا کانت
سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر
آرایش غلیظ یک جسد: بازاریابی برای استبداد در عصر نسیان
اخلاقِ سکوت و سخن | در نقدِ «آیا بی‌طرفی بی‌شرفی است؟»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت