جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقرسانهدیدار با تصاویر گمشدۀ شاعر: چگونه شاملو بخوانیم

دیدار با تصاویر گمشدۀ شاعر: چگونه شاملو بخوانیم

19 شهریور 1404
علی سطوتی‌قلعه
رسانه
435 بازدید

دربارۀ جلسه

در این نشست، بر دوره‌ای از شعر شاملو ـــ در فاصلۀ هوای تازه تا ابراهیم در آتش  ـــ تمرکز می‌کنم و به جنبه‌هایی از جهان شعری او می‌پردازم که در سایۀ شمایل «شاعر بزرگ آزادی» و «روشنفکر متعهد»، کمتر محل توجه بوده است. در ادامه می‌کوشم نشان بدهم که برجسته‌سازی این دوره در کاروبار ادبی شاعر چه تأثیری بر درک کلی ما از کارنامۀ او خواهد داشت، و در نهایت، ورای مرزهای ادبیات، دربارۀ اهمیت تاریخی و سیاسی بازخوانی انتقادی این دوره صحبت می‌کنم.

برای پخش فیلترشکن خود را روشن کنید و برای تماشای مستقیم در یوتوب کلیک کنید.

شاهرخ مسکوب در گفتاری در آبان ۱۳۶۷ با عنوان «نگاهی ناتمام به شعر متعهد فارسی در دههٔ سی و چهل»، در میان نقدهای متعددش بر نمودهای تعهد سیاسی در آثار شاعران نوگرا، ازجمله بر این نکته تأکید می‌کند که

مفهوم وجودی فراق و وصل، تنهایی و عشق نیز در شعرِ (نه شاعران) متعهد سرنوشتی بهتر ندارد و جوهر و مایهٔ خود را کم از دست نداده است، زیرا شاعر چنان با دیگران درآمیخته که پا از «جنگل خلق» بیرون نمی‌گذارد و چون نباید آنی از خلق جدا باشد و چون باید حال‌های نفسانی خود، غم و شادی و کام و ناکامش را از آنها الهام بگیرد، هرگز تنها نیست. شاعر به خود نیست، جزئی از کل است. پس در این شعر تنهایی وجود ندارد، مگر بی‌اختیار شاعر و زمانی که به‌سائقهٔ سرشت شاعرانه، خواسته و ناخواسته، بندهای تعهد در وی می‌گسلد و می‌گوید:
کوه‌ها با هم‌اند و تنهایان
همچو ما باهمان تنهایان.

سنجش انتقادی گفتار مسکوب مجال دیگری را می‌طلبد، اما دربارهٔ آن کوتاه‌ترین شعر احمد شاملو که شاهدش آورده و گزارشی که از آن به دست داده یک نکته قطعی است: شاعر نه بی‌اختیار آن را نوشته است و نه در نوشتن آن صرفاً به‌سائقهٔ سرشت شاعرانه‌اش بندهای تعهد در او گسسته است. «کوه‌ها» شعری است نوشته‌شده در ۱۳۳۹، از دفتر «لحظه‌ها و همیشه» که همراه با آیدا در آینه در قالب یک مجموعه‌شعر منتشر شده است ــــ دوره‌ای در شعر شاملو که از آخرین شعرهای دفتر هشتم هوای تازه آغاز می‌شود و کمابیش تا اواخر دههٔ ۱۳۴۰ ادامه خواهد داشت.

مسکوب در همان گفتار به «شعری که زندگی است» نیز می‌پردازد و آن را «نمونهٔ تمام‌نمای شعر متعهد» می‌خواند که «در حقیقت، چکیدهٔ نظریات و آرزوهای ادب متعهد ما و دستورکار آن است». باز، سنجش تفسیر انتقادی مسکوب از این شعر و، فراتر از آن، بازخوانی نقادانهٔ خود شعر را باید به مجال دیگری وانهاد، اما تا ارائهٔ تصویری روشن از دوره‌ای که «کوه‌ها» در آن نوشته شده، باید به یادآورد که شاعر در ۱۳۳۹، در همان سالی که «کوه‌ها» را می‌نویسد، در ضمن سلسله‌یادداشت‌هایی در مجلهٔ فردوسی تصریح کرده است:

آن‌ کس که شعر را به هوای جلب انظار عام ارائه می‌کند یا سیاست‌پیشه‌ای است که پذیرش توده را می‌طلبد، یا گدایی که خوش می‌خواند تا دیناری بیشتر بستاند.
شعرِ جنگجو شعر نیست و موسیقیِ آن عاشقْ چیزی است سوای هذیان‌های عشق…
و با این حکم، من همهٔ احکامی را که پیش از این حضرات، خود صادر کرده‌ام منسوخ می‌شمارم.

 

سپس، پاره‌ای از «شعری که زندگی است» را می‌آورد. در آن پاره حکم داده بود که شاعر امروز باید با سر و لباسی آراسته راهی خیابان‌ها شود و «آنگاه در شلوغ‌ترین نقطه‌های شهر / موضوع وزن و قافیه‌اش را یکی‌یکی / با دقتی که خاص خود اوست / از بین عابرین خیابان جدا کند…». سپس، ادامه می‌دهد:

این حکم مبتذل مرا شرمنده می‌کند. نمی‌گویم «غلط»، اما «مبتذل»… درواقع، در اینجا واقعیتی به همان شکل و صورت که هست به‌گونه‌ای دیگر نمود داده شده است.

 

چهار سال بعد، در گفت‌و‌گویی با مجلهٔ اندیشه و هنر ، وقتی از «شعری که زندگی است» سؤال می‌شود که «این رو به‌عنوان یه شعر قبول دارین؟»، به‌صراحت پاسخ می‌دهد:

این رو یه روزگاری به‌عنوان art poetique قبول داشتم ـــ ولی حالا قبول ندارم.

حساب منتقد ادبی، مسکوب و دیگران، فرق می‌کند، اما عجالتاً از همهٔ مخاطبان شعر جدید فارسی نمی‌توان توقع کندوکاو مدام در آرشیوهای رنگ‌ورورفته را داشت. مع‌الوصف، اگر لختی بر شمایل شاملو در مقام شاعر متعهد چشم ببندیم و بکوشیم با او در متن شعرهایش دیدار کنیم، آنگاه پربعید نیست که سرانجام بتوانیم سرانجام به تصاویری دست یابیم که به‌کلی از خاطرهٔ عمومی ناپدید شده است: شاعری سیاست‌گریز که از هرگونه امید به خیابان و رستگاری جمعی دست شسته است، ایدهٔ «عشق عمومی» را به‌کلی کنار گذاشته است، سودای پیوند زدن عشق و سیاست را از سر بیرون کرده است، از شهر و زندگی شهری بریده است، از خیابان به خانه بازگشته است، و نجات را در مطلقِ عشق، بدون هیچ حشو و اضافه‌ای، می‌جوید. خبرنگار ادبی پرسروصدایی که میراث کاروبار مطبوعاتی‌اش جز افتادن در پوستین شاعران نبوده، در درست‌ترین لحظهٔ زندگی‌اش، این دوره را به نام «شعرهای آیدایی» از «شعرهای شاملوییِ» شاعر تفکیک کرده است. اما همهٔ ماجرا در یکسره شدن نسبت میان سیاست و عشق خلاصه نمی‌شود. در همین دوره است که رفته‌رفته نوعی اومانیسم منفی در شعر شاملو سر برمی‌آورد که حاصل رویکرد بدبینانهٔ شاعر به سرشت آدمی است.

جست‌و‌جوی چنین مضامینی در شعر شاملو ما را به دیدار تصاویری کم‌تر دیده‌شده از شاعر می‌برد. سال‌ها مواجههٔ آیینی با چهرهٔ شاعر از آن شمایلی ساخته که گویی هیچ گردی از گذشت زمان بر آن ننشسته بوده و سروکار ما از اواخر دههٔ ۱۳۲۰ تا اواخر ۱۳۷۰ یکسره با آن «شاعر بزرگ آزادی»، آن «غول زیبا»، آن «نمونهٔ تمام‌نمای روشنفکر متعهد» بوده است. مواجههٔ انتقادی با کارنامهٔ ادبی شاملو نیز علی‌الاغلب درگیر گفت‌و‌گو با همان شمایل بوده است. شمایل‌گردانی جای خود را به شمایل‌شکنی داده است. فصل قدیس‌سازی پایان یافته است؛ دوران پرونده‌سازی فرارسیده است. در بازار معرکه‌گیران، پرسش اصلی این است: چگونه شاملو بخوانیم؟

در این نشست، بر دوره‌ای از شعر شاملو ـــ در فاصلهٔ هوای تازه تا ابراهیم در آتش ـــ تمرکز می‌کنم و به جنبه‌هایی از جهان شعری او می‌پردازم که در سایهٔ شمایل «شاعر بزرگ آزادی» و «روشنفکر متعهد»، کمتر محل توجه بوده است. در ادامه می‌کوشم نشان بدهم که برجسته‌سازی این دوره در کاروبار ادبی شاعر چه تأثیری بر درک کلی ما از کارنامهٔ او خواهد داشت، و در نهایت، ورای مرزهای ادبیات، دربارهٔ اهمیت تاریخی و سیاسی بازخوانی انتقادی این دوره صحبت می‌کنم.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دربارۀ رفراندوم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت