معرفی
این کارگاه، با تمرکز بر مقالۀ «شناخت جامعهشناسانه موسیقی توده در ایران» از دکتر مسعود یزدی، به بررسی بازتولید فرهنگی در صنعت موسیقی ایران میپردازد. این بازتولید، نمادی از فرآیند صنعتیسازی و مصرف سطحی در محصولات شنیداری است. در این کارگاه بناست بفهمیم که چگونه موسیقی، از پاپ قبل از انقلاب (مانند گوگوش) تا موسیقیهای امروز (مانند علیرضا قربانی)، همواره در خدمت میل توده و بستهبندی سرمایه بوده است. هدف ما واکاوی این چرخه است که چگونه فکر میکنیم انتخاب کردهایم، درحالیکه صرفاً در حال مصرف محصول استانداردشده صنعت هستیم.
توجه: «تکنگارهها» بر پایۀ دهش داوطلبانه برگزار میشوند. مبلغ پیشنهادی ما برای ثبتنام در این کارگاه سیصد هزار تومان است. اگر مایل به ثبتنام با مبلغ دیگری هستید:
دربارۀ آشغالهای دوستداشتنی
شاید بتوان گفت «آشغال» نه لزوماً به معنای زباله، بلکه استعارهای است برای فرایند بازتولید صنعتی در فرهنگ مصرفی؛ کالایی که مدام تکرار، بستهبندی و دوباره عرضه میشود. سرمایه و صنعت، این استادان بزرگ بازیافتاند که محصولات را با رنگولعاب جدید به ما میفروشند و ما با خوشحالی از آن لذت میبریم. «آشغال بودن» در این نگاه، اشاره به جذابیت سطحی و وعده لذت فوری در جهان مصرفی دارد.
موسیقی پاپ ایران پیش از انقلاب، از فرهاد تا جواد یساری، از سوسن تا هایده، در حقیقت یک مخزن واحد فرهنگی را بازتولید میکردند؛همان چیزی که دکتر مسعود یزدی در مقالهاش «شناخت موسیقی جامعهشناسانه موسیقی توده در ایران» تحلیل کرده است. اگرچه مناطق شهری (شمال شهر با گوگوش و فرهاد، جنوب با سوسن و جواد یساری، و هایده و حمیرا در میانه) گمان میکردند انتخابهای متفاوتی دارند، اما همۀ این آثار در یک چرخه مصرف و لذت فوری گرفتار بودند. موسیقی پاپ با ریتمها و ملودیهای استاندارد و قابلپیشبینی، به صنعتی برای جذب تمام طبقات تبدیل شده بود و نوعی «سنت شنیداری طبقاتی» را تثبیت میکرد که در آن، انتخابها از پیشساخته بودند.
داستان پس از انقلاب پیچیدهتر شد؛ جایی که عاشقان موسیقی سنتی، رفتهرفته خود تبدیل به «پیامبران پاپ» شدند. امروز هنرمندانی چون همایون شجریان و علیرضا قربانی، در سایۀ آواز کلاسیک ایرانی، راه را برای بازتولید همان «میل توده» و عنصر پاپ هموار کردهاند. موسیقی سنتی، با ریتمهای قابلهضم و ملودیهای دمدستی آمیخته شد. آشغال این بار لباس اصیل سنتی به تن کرده است، اما ماهیتش همان است: مصرف سطحی و لذت فوری.
طنز ماجرا در این است که چه موسیقی پاپ قبل از انقلاب و چه موسیقی سنتی-پاپ امروز، محصول یک صنعت فرهنگی هستند که هدفش بازتولید استاندارد و تسکین فوری شنونده است. ما همگی در چرخۀ مصرف این «آشغالها» گرفتاریم؛ فکر میکنیم انتخاب کردهایم، درحالیکه صنعت، بستهبندی تازهای برای همان محتوای قدیمی ساخته است.
با این حال، این آشغالها دوستداشتنیاند، نه به خاطر ماهیتشان، بلکه چون با آنها زندگی میکنیم. عباس قادری، شماعیزاده، مهستی، داریوش، علیرضا افتخاری، بهنام بانی، سینا سرلک و… ، همگی «استادان بازیافت» هستند که ملودیها و ساختارها را بازآرایی میکنند تا همان میل توده و بستهبندی سرمایه را در لایههای پنهان تکرار کنند.
در این چرخه، نشست «آشغالهای دوستداشتنی» بهعنوان فرصتی برای تحلیل این جریانها ظاهر میشود. اینجا جایی است برای بررسی بازتولید صنعتی موسیقی، فهم آشغال بودن به شکل استعاری، و دیدن اینکه چگونه حتی پیچیدهترین آوازها و زیباترین ملودیها میتوانند حامل همان میل توده و بستهبندی سرمایه باشند. در این نشست، ما آشغالها را نه فقط دوستداشتنی، بلکه آموزنده و حتی کمی مسخرهکننده میبینیم؛ چرخهای که هم سرگرمکننده است و هم فلسفی، هم طنزآلود است و هم گزنده.
دوره های مرتبط
الهیات سرمایه
خوانشی از کتاب «Théologie du capital»، اثر ادوارد ژوردن
آدورنو و موسیقی: فتیشیسم و بحران زیباییشناسی
خوانش کتاب «فتیشیسم در موسیقی و واپسروی شنیدن» از تئودور آدورنو
تبارشناسی خاکستری است: فلسفه علیه سنگوارگی زبان
خوانش مقالۀ “نیچه، تبارشناسی و تاریخ” از میشل فوکو
نیچه و ایران باستان
خوانش تبارشناسانۀ متن “داروی خرسندی“
نظرات
300,000 تومان
علی غریبدوست
پژوهشگر و مدرسعلی غریبدوست، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و زیباییشناسی است. وی در رشتههای مرمت بناهای تاریخی، سینما و موسیقی تحصیل کرده و علاوه بر تدریس در دانشگاه با مؤسسات فرهنگی و هنری، آموزشگاههای موسیقی و نیز نشریات مختلف همکاری داشته که میتوان به مجله شبکۀ آفتاب، روزنامۀ نشاط، روزنامۀ ایران و... اشاره کرد. ایشان همچنین سابقۀ تدریس در دانشگاههای سوره، آزاد و علمیکاربردی در تهران و ساری را داشتهاند.
تبلیغات
