جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتاقتصاد و جامعهسلطنت‌طلبی در آینۀ روانکاوی: پاسخ به بحران یا ایدئال‌سازی موهوم

سلطنت‌طلبی در آینۀ روانکاوی: پاسخ به بحران یا ایدئال‌سازی موهوم

27 مرداد 1404
نوید قادریان
اقتصاد و جامعه
811 بازدید
سلطنت‌طلبی در آینۀ روانکاوی

یادداشت حاضر تلاشی نظری است در راستای به‌دست‌دادن فهمی از سلطنت‌طلبی به‌منزلۀ یک پدیدۀ اجتماعی در شرایط فعلی ما. تحلیلی که در یادداشت به‌دست داده می‌شود، بر چارچوب مفهومی خودشیفتگی آن‌گونه که در روان‌کاوی فهمیده شده مبتنی است. این مفهوم در قطعات اول و دوم، ابتدا در ساحت فردی و سپس در ساحت اجتماعی صورت‌بندی شده، پس‌ازآن در قطعۀ سوم مابازای سیاسی آن موردبحث قرارگرفته است. تا درنهایت، موضوع در نسبت با سلطنت‌طلبی مصداق بیابد.

۱. فرد خودشیفته خود را در تعارض با جهان بیرون می‌یابد، ازاین‌رو نیروگذاری روانی خود را از جهان بیرون قطع کرده و به خود معطوف می‌دارد. چنین عملی باید به‌منزلۀ تلاشی برای یافتنِ دوبارۀ وحدت فهمیده شود، فرد، ناتوان از حل تعارض خود و جهان، تعارض را به‌کل از معادله پاک می‌کند، و با قرار دادن خود به‌عنوان تنها مرجع معنا و امنیت، رابطۀ خود با جهان را از اساس قطع می‌کند. خودشیفته، ناشی از تجاربی که غالباً ریشه در نسبت با مادر در سنین کودکی دارند، نمی‌تواند جهان را به‌مثابۀ مکان امنی ببیند که او، امیال و نیازهایش را بازمی‌شناسد و به صورتی منسجم و پایدار برطرف می‌کند. خودشیفتگی اساساً پاسخی به وضعیت فقدان است، به وضعیت تروما و شکست در بازشناسی‌شدن نیروگذاری معطوف به ابژه‌ها. پس برای او جهان دائماً منبع تهدید و خطر است، به همین علت هم استقلال و خودبسندگی فرد و پاک‌شدن خود از ناخالصی‌های جهان حائز اهمیت می‌شود. برای این‌که فرد خودشیفته بتواند در توهم خودبسندگی و عدم نیاز به جهان به سر برد، اگو لازم است متورم و بزرگ شود، اگو باید کامل و آسیب‌ناپذیر باشد. تناقض روان فرد همین‌جا آشکار می‌شود، از طرفی اگو کامل است و هرگز نیازی به دیگری ندارد، از طرف دیگر اما، فرد جهان را عرصۀ نمایش تهدیدها و آسیب‌های مدام می‌بیند. از همین جهت، فرد باید در یک فرایند تمام‌نشدنی طرد و حذف به سر برد، هر چیزی که بویی از خاطرات شکست و آسیب داشته باشد، باید قبل از این‌که اگو را از وحدت و کمالش بیندازد، از بین برود.

۲. بنابراین درآن‌واحد و از همان آغاز، روان‌شناسی فردی، در این معنای گسترده اما کاملاً موجه، روان‌شناسی اجتماعی نیز هست.۱(روان‌شناسی توده‌ای و تحلیل اگو، زیگموند فروید، سایرا رفیعی، ۱۳۹۳)
بدیهی است که اجتماعی بیش‌تر در معرض چنین مکانیسم روانی‌ای است که به اشکال متفاوت شکست و آسیب را تجربه کند، بدون این‌که افق رهایی مشخصی برای وضعیت در دید داشته باشد. تحت‌تأثیر چنین شرایطی، روان جمعی به‌مثابۀ یک کل، برای خود واقعیت کاذبی از شکوه و بزرگی دست‌و‌پا می‌کند تا به یاری آن، وضعیت اکنون را تحمل‌پذیر کند. اول از خلال تولید یک وحدت یکپارچه، تا اگوی جمعی درون‌باش، که وابستگی ندارد و مرز مشخصی با دیگری دارد برپا شود، و دوم به یاری به‌دست‌دادن روایتی از شکوه گذشته، برای اثبات این‌که اگوی جمعی قدرتی آسیب‌ناپذیر است که به‌راستی تروما نمی‌شناسد و جز جلال و پاکی نیست. از خلال این فرایند ایدئال‌سازی، واقعیت شکست اصالت خود را از دست می‌دهد، به خودهای سرخورده این امکان را می‌بخشد که اگوی جمعی ایدئالی جعل کنند که به هویت فردی ایشان نیز معنا بخشد. سیمای پدر این‌جا حائز اهمیت است، نفس‌های آسیب‌پذیر فرایند ایدئال‌سازی خود را در یک فیگور پدر تجسم می‌بخشند و نیروگذاری روانی‌ای که باید صرف جهان و مصادیق ابژه‌ها شود، صرف ایماژ پدرپرستانه از اقتداری بیرونی می‌شود، تا به‌واسطۀ یکی‌شدن با آن ایماژ، فرد درون تصویر پدر حل شود. اما درهرحال، آسیب و شکست دارای واقعیتی عینی‌اند که با هیچ‌رقم از بازتعریف اگوی جمعی ذیل روایت‌های جعلی، از میان نمی‌روند. همین موضوع، چنان‌که در ساحت فردی نیز دیدیم، لزوم وجود دیگری‌ای را فراهم می‌آورد که به‌عنوان مقصر شکست و منشأ ناپاکی و عدم خلوص شناخته شود. تا طرد و حذف او، و فرافکنی مشکل روی او، برای روان آسیب‌دیده رضایت خاطر و امکان ادامه دادن به روایت تولیدشده را فراهم کند.

۳. دقیقاً همین ایدئال‌سازی از خویشتن است که پیشوای فاشیست می‌کوشد در میان پیروان خود رواج دهد، و ایدئولوژی پیشوا نیز مؤید آن است.۲(نظریۀ فرویدی و الگوی تبلیغات فاشیستی، تئودور آدورنو، مراد فرهادپور، ۱۳۸۲)
تا این‌جا دیدیم که خودشیفتگی در بنیاد خود آرزوی وحدتی خالی از تنش و فقدان است، سودای جایگزین‌نمودن واقعیت شکست با یک هویت ایدئال. روان متأثر از شکست اما در اعماق ناخودآگاهش، خود به جعلی‌بودن هویت ایدئالش آگاه است. به‌هرحال خودشیفتگی از اساس پاسخی به واقعیت ناتوانی و ضعف است، پس تعجب‌آور نیست که خودشیفته، سوژۀ سیاسی منفعلی باشد با سرسپردگی تام و تمام به یک اقتدار بیرونی. میل به در‌قدرت‌بودن، هم‌زمان با فهم ناخودآگاه از ضعف، جامعۀ خودشیفته را به سمت اقتدارگرایی و طلب منجی سوق می‌دهد، به سمت حل‌شدن در یک کلیت ناب و فیگورِ (نه‌چندان) مقتدر نمایندۀ آن. او تنش را تاب نمی‌آورد، پس در ساحت سیاسی نیز رؤیای یک هویت یکپارچه و وحدت تام را می‌بیند.
خودشیفته که جهان را از لنز دوگانه تهدید ناتهدید می‌بیند، در ساحت سیاسی نیز منطق دوحدی خودی در برابر غیرخودی را اعمال می‌کند، چنین منطقی امر سیاسی را در تقابل دوست با دشمن می‌فهمد. پس هرگاه صدای ناهم‌خوانی در کل صوری‌اش شنید، با اضافه‌کردن آن به جرگۀ غیرخودی‌ها، کمال و نیکی هویت خود را بازمی‌یابد و از آلودگی‌ها پاک می‌شود. به‌واسطۀ نوستالژی، هویت خود را از اکنون جدا کرده و تجربۀ شکست را با گذشته خوب جایگزین می‌کند، شکست و تروما را نیز بر غیرخودی‌ها فرافکنی کرده و از اساس از خود سلب مسئولیت می‌کند.

۴. پدیدۀ سلطنت‌طلبی به شکلی که امروز با آن مواجهیم را، به‌خوبی می‌توان به‌واسطۀ طرح نظری پیش‌کشیده‌شده توضیح داد. تجربۀ شکست‌های پیاپی در جنبش‌های مردمی، یأس و استیصال روزافزون بدون وجود بدیلی ملموس و در دسترس، واقعیت شکست را تبدیل به حقیقتی مسلم، بی‌واسطه و همه‌جا حاضر می‌کند. روان جمعی در چنین شرایطی هویت خود را بر گذشته‌ای طلایی و آرمانی مبتنی می‌کند. از تمدن ۲۵۰۰ ساله تا دوران سلطنت پهلوی. ملت ایران نیز، نه به‌مثابۀ کثرتی متنوع و با گروه‌های دارای منافع متفاوت، که به‌عنوان یک کل یکدست فهمیده می‌شود. اختلاف‌نظر و تضاد منافع تحمل نمی‌شود و سریعاً افراد و گروه‌ها را با برچسب‌هایی چون مزدور، چپ، وطن‌فروش و تجزیه‌طلب، از دایرۀ سیاست‌ورزی خارج کرده و به دشمن بدل می‌کند. هویت سلطنت‌طلبان اساساً بر مبنای تاریخی مرزگذار و دیگری‌ساز تعریف می‌شود، برمبنای عرب‌نبودن و با اسلام مرزبندی کردن، به همین علت هم افغانستانی را جز تهدید نمی‌تواند ببیند، و در مواجهه با رنج فلسطینیان فقط می‌تواند از مرکز توجهات نبودن ابراز نفرت کند. بی‌تفاوت‌بودن نسبت به رنج دیگری، محافظه‌کاری سیاسی و ابتنا بر گفتمانی پدرسالارانه، از دیگر جذابیت‌های سلطنت‌طلبی برای روان یک جامعۀ زخم‌خورده‌اند. اگر رضا پهلوی را به‌عنوان «پدر ملت» نمود عینی این جریان بدانیم، فانتزی سیاسی سلطنت‌طلبان به‌همان اندازه‌ای از کنش سیاسی خالی و از واقعیت سیاست در ایران جدا است که اگوی متورم خودشیفته در حقیقت توخالی و از رابطه با واقعیت جهان بری. کنش سیاسی جای خود را به لعن و نفرین چپ‌گراها و روشن‌فکران می‌دهد و به‌جای مواجهه با اکنون و این‌جای جامعه، در خواب خوش گذشته با خیال فرارسیدن مرد سفید اروپایی به‌عنوان نجات‌دهنده فرو می‌رود. در چنین نحوی از سیاست‌ورزی نقد و اختلاف جایی ندارد، هرچه هست حل شدن در کل ایدئال است، پس اتفاقی نیست که پهلوی از ائتلاف بیعت می‌فهمد و هوادارش، از فردیت و خودآیینی سجده‌کردن در برابر پدر نخستین.

۵. درنهایت باید خاطرنشان کرد که سلطنت‌طلبی نه پاسخ به وضع موجود که خود، محصول آن است. گفتمان سیاسی حول آن نیز نه بدیل، که بدل صیقل‌خورده‌ای است از آن‌چه اکنون در جریان است. آزادی و برابری در آیندۀ ایران، در گرو ممکن‌کردن رهیافت‌هایی متفاوت به مسائلی چون دموکراسی، ملیت، زن و اقتدار است که از صرف نیرویی واکنشی در برابر وضع موجود بودن فراتر رود و حقیقتاً ارزش‌های نو بیافریند.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

غارت به نام ملت: اقتصادسیاسی حمله ایالات متحده به ایران
غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
بازار به‌مثابۀ زندان
بازار به‌مثابۀ زندان
بازاندیشی در علم اقتصاد
بازاندیشی در علم اقتصاد
چرا سوسیالیسم؟ آلبرت اینشتین
چرا سوسیالیسم؟
نئولیبرالیسم پروژه‌ای سیاسی است.
کسری تجاری ایالات متحده در مقابل چین و پیامد‌های جهانی آن

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • غارت به‌نام ملت: اقتصادسیاسی حملۀ ایالات متحده به ایران
  • مسئولیت حمایت یا R2P: سپر توجیه جنگ یا معیار مهار آن؟
  • ایران: از هیدگر تا کانت
  • سکوت‌های پرنفوذ و عادی‌سازیِ خشونت
  • ایران، عظیم‌ترین دردسر: در باب سکوتِ بی‌پایان یک چپِ معاصر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
  • دربارۀ تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • همکاری
  • حمایت از تعمق
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت