جستجو برای:
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری
 
تعمق
  • مقالات
    • فلسفه
    • اقتصاد و جامعه
    • هنر و ادبیات
    • تاریخ و سیاست
    • فمنیسم و مطالعات زنان
    • علم
    • معرفی و بررسی کتاب
    • نوشته‌‌های ارسالی
  • دوره‌ها
    • فلسفه و علم
    • زبان
    • اندیشۀ سیاسی و جامعه‌شناسی
    • هنر و ادبیات
    • تک‌نگاره‌ها
    • کینوسکوپ
  • رسانه
    • گفت‌وگو‌ها
    • آموزشی
    • ترجمه
  • دربارۀ ما
  • همکاری

ورود و ثبت نام

تعمقمقالاتنوشته‌‌های ارسالیچگونه تعمق بر رخداد ما را به تأسیس میرساند؟

چگونه تعمق بر رخداد ما را به تأسیس میرساند؟

21 اکتبر 2026
سارا کریمی
نوشته‌‌های ارسالی ، فلسفه
8 بازدید

رخداد غیرمنتظره، غریب و سهمگین است. لحظه‌ای تاریخی که تمام نظم موجود را به پرسش می‌کشد و همۀ زبان‌ها را به سکوت وا‌می‌دارد. اما لحظۀ تاریخی اگر به تأسیس نینجامد جنینی است که پیش از تولد سقط می‌شود. ما تأسیس را همچون لحظه‌ای در تاریخ می‌فهمیم مثل استعارۀ سقوط سیب و کشف جاذبه توسط نیوتن! اما تأسیس در امتداد انباشت راه‌حل‌های نوآورانه برای پرسش تازه اتفاق می‌افتد و به برساختن منطق تازه‌ای منجر می‌شود که توافق‌های جهان جدید را نظم می‌بخشد. رخداد نفی است و تأسیس ایجاب، رخداد آشوب پرسش است و تأسیس آرامش منطق.

امروز در لحظه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم، آشوب همۀ نظم‌ها را درهم‌پیچیده و همۀ پیش‌بینی‌ها را بی‌اعتبار کرده است. هیچ پاسخ کهنه‌ای معتبر نیست و هیچ پاسخ تازه‌ای قوام نگرفته است. قرن ۲۱ در خاورمیانه شبیه به قرن ششم و هفتم ه.ق. در ایران یا قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی در اروپا است، گردبادها پی‌درپی‌اند و اذهان همه به دنبال چاره! اما در قرن ۲۱ بعد از سه سده استثمار، استعمار و نسل‌کشی و جنگ درسی که می‌توان از سرنوشت اروپا گرفت، ساختن سازمانی نعل به نعل بر اساس منطق آن‌ها نیست، بلکه خوداندیشی جدی بر ناکارآمدی منطقی است که رنج را بر مردمان خاورمیانه متداوم کرده و ثبات را از میان برده است. شاید دیگر وقت آن است که منطق تازه‌ای متولد شود و صلح، آزادی و عدالت را دوباره تعریف کند تا ارادۀ معطوف به قدرت انسان رنجور خاورمیانه‌ای را جهت تازه‌ای ببخشد.

اما منطق تازه چگونه شکل می‌گیرد؟

منطق در سیر تفکر به دو دسته عمده تقسیم می‌شود: منطق قدرت و منطق زبان.

این دو منطق گرچه می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند اما تفاوتی بنیادین با یکدیگر دارند. منطق قدرت ریشه در میل به بقا و توازن نیرویی دارد که در وجود حاضر تجربه می‌کنیم. اما منطق زبان بر ایده‌آل فرهنگی بنا می‌شود که در ماهیت هویت‌های حاضر در جامعه متبلور است و این ایده‌آل اصل‌ها و شاخص‌های داوری‌ را تعیین می‌کند.

در تاریخ منطق مدرن با این تحلیل روبرو می‌شویم که انسان برای سامان دادن به ذهنش نیازمند برساختن منطق است. ایده‌آلیست‌ها معتقد هستند که این توانایی ذهنی امری متمایز از طبیعت است و می‌تواند بر طبیعت مسلط شود. اما ماتریالیست‌ها جوهر ذهنیت و عینیت مادی را جدا نمی‌دانند، بنابراین به تسلط ذهن بر طبیعت قائل نیستند. در عوض ذهن را ادامه طبیعت مادی می‌دانند.

نه در نگاه ایده‌آلیست‌ها و نه در رویکرد ماتریالیست‌ها هرگز مشخص نشد که مبنای خودانگیختگی ذهن بشر از کجا می‌آید و نیروی خیال که تنها امر بی‌نهایت در جهان شناختی ماست، چطور کار می‌کند. گرچه هر رشته‌ای سعی کرد با بررسی آثار و نتایج آن به توضیحش بپردازد، اما هیچ پژوهشگری ادعا ندارد که به مبنای خیال دست پیداکرده و با شناسایی مرزهایش آن را پیش‌بینی‌پذیر نموده است.

جالب‌تر آن‌که خیال برسازنده تصور در ماست، و تصور همان برانگیزاننده اراده است. ما همواره برای گرفتن تصمیم به تصوراتمان رجوع می‌کنیم و هیچ متفکر مدرنی از دکارت و لایبنیتز گرفته تا هیوم و لاک این را نفی نمی‌کند. حتی میان کانت و هگل با گوته و شوپنهاور بر سر اهمیت تصور نوعی هم‌آوایی دیده می‌شود و این عنصر تا هوسرل و هایدگر و دلوز و بوردیو کماکان اهمیت خود را حفظ کرده است.

در جبهۀ نظریه‌پردازان تک‌جوهری چون اسپینوزا و مارکس و آلتوسر و گرامشی هم بااینکه تصور ادامۀ زیست مادی ماست، اما با تکیه‌بر خودانگیختگی نامتناهی خیال قدرت رهایی‌بخشی و آلترناتیو دارد.

 اما تصور چگونه می‌تواند کنش جمعی ما را شکل دهد؟

تصور، حلقه واسط حس‌های ماست با قوای شناختی و اراده عملی‌مان. ما جهانمان را در تصوراتمان بازنمایی می‌کنیم و بر اساس اصل‌هایمان این بازنمایی را داوری می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم.

مسئله بازنمایی نیست، بلکه داوری این بازنمایی است. ما سه جور داوری می‌کنیم:

یا با کمک شماها تصوراتمان را مقوله‌بندی و قابل‌سنجش می‌کنیم. مثلاً به کمک اعداد یا درجه آنچه را دیده یا حس کرده‌ایم را قابل‌اندازه‌گیری می‌سازیم.

یا به‌وسیله نمادها تصوراتمان تبدیل به معانی می‌شوند. برای مثال اصل فداکاری در نمادهای مادرانگی، عشق و قهرمان تصویر می‌شوند و تطبیق این تصورات با آنچه در ارتباطات اجتماعی تجربه می‌کنیم داوری‌های ما درباره درستی یا نادرستی یک کنش را شکل می‌دهند و تصمیمات ما را تعیین می‌کنند.

در حالت سوم، به‌وسیله نشانه‌ها به جستجوی معنا می‌رویم و در این جستجوگری به ایده‌هایمان برمی‌گردیم و باورهای پیشینمان را بازبینی می‌کنیم. برای نمونه، با دیدن یک درخت درهم‌تنیده، یک موج بلند یا تلاش بزی کوهی برای رسیدن به چشمه در صخره‌ای تناورده سکوت و تأمل می‌کنیم، گویی می‌خواهیم به حکمتی پی ببریم که در این نشانه‌هاست.

در حالت اول منطقی که با آن داوری‌هایمان را بیان می‌کنیم هندسه و ریاضیات است، زبانی خردمندانه که عاری از هرگونه عاطفه است. در حالت دوم، منطقی که از آن بهره می‌گیریم منطق اسطوره و استعاره است و در حالت سوم، بر اساس منطق تألیف داوری می‌کنیم.

اگر حسگانی ما انفعالات ناشی از دریافت ما باشند و کنجکاوانه بخواهیم جهان سهیده را درک کنیم، در این صورت فهم با کمک خیال شمایی از مفاهیم خود می‌سازد که بتواند این مفاهیم را به تصوراتمان متصل کند. به‌این‌ترتیب ما قضاوت‌هایمان را در فرمول‌های ریاضی به حس‌هایمان پیوند می‌زنیم و جهانمان را در اعداد و علائم به‌صورت شماتیک می‌بینیم. جهانی عاری از هرگونه عاطفه که قضاوت‌‌های خرد را چون فرضیاتی ضروری برای تنظیم هماهنگی میان فهم ما و امور واقع بکار می‌گیرد. سردی، منطقی بودن و قطعیتی فروتنانه و قابل‌بررسی بر این شیوه شناخت حاکم است. در چنین حالتی اصل‌ها برای ما همچون تنظیم‌گرانی میان حس‌ها و فهم عمل می‌کنند تا جهان را منظم و فرموله ببینیم.

اما وقتی اصل‌ها در ساختن داوری‌های ما مستقیماً تأثیر بگذارند و نمادها را شکل دهند، یا پیوند میان نشانه‌ها را جستجو کنند دیگر تنظیم‌گر نیستند، بلکه تأسیسی هستند.

تصورات چطور بسیج نیرو می‌کنند؟

ما با خیال بی‌نهایتمان، پیوسته در حال تصویرسازی هستیم، اما این تصویرها از سه مسیر با اصل‌هایمان مرتبط می‌شوند. تصویرهایی که با شماتیزم سنجش می‌شوند راهی به عواطف ما ندارند، اما تصویرهایی که به نمادها متصل می‌شوند، دقیقاً عواطف ما را برانگیخته می‌کنند و احساس اخلاقی ما را در جهت داوری درست یا غلط، خوب یا بد و خیر یا شر شکل می‌دهند. ما بر اساس همین برانگیختگی اخلاقی دست به عمل می‌زنیم.

مثلاً تصور نمادین ازخودگذشتگی (به‌عنوان یک ارزش خوب) همان آتش‌نشانی می‌شود که برای نجات قربانیان جان خود را به خطر می‌اندازد و احترام ما را برمی‌انگیزد. هرقدر شماتیک کردن تصورات ما از جهان، الگوهای علمی را در اذهان عموم جا می‌اندازد، نمادها الگوهای اخلاقی را به افکار عمومی عرضه می‌کند. هر دو این زبان‌ها می‌تواند از منطق‌ الگو به ساختار قدرت تبدیل شود و به بسیج نیرو در میدان قدرت یاری رساند.

اما نوع سوم داوری، یعنی نقادانه دیدن نشانه‌ها و جستجوگری در تصورات، الگوها را به چالش می‌کشد و از نمادها و قوانین پذیرفته سؤال می‌کند. ما در تماشای نشانه‌ها، درواقع آنچه را می‌دانیم یا بدان ایمان داریم در پرانتز می‌گذاریم و تصوراتمان را از جهان شناختی‌مان بازبینی ‌و در آنچه رخ می‌دهد تعمق می-کنیم. در این نوع سوم، حسی که در ما برانگیخته می‌شود حیرت است و گشودگی در برابر حیرت، تجربه آزادی است.

اما آیا در کشاکش جدال امکان حیرت و تعمق هست؟

جامعه‌ای را تصور کنید که در آن جماعت‌ها بر سر معانی تصاویر می‌جنگند، جامعه‌ای در حال تحول که معناهایش ازریخت‌افتاده و داوری‌هایش زیر سؤال رفته و اصل‌هایش ناکارآمد جلوه می‌کند.

هر کس از گوشه‌ای پرچمی برداشته و می‌کوشد تا تصورش را از ایده‌ای بنیادین تبدیل به اصل نماید و با تسخیر نمادین آن، بسیج نیرو کند. جدال بر سر نمادها بالا می‌گیرد و آنچه باید مایه اتحاد جامعه می‌بود تا اراده‌های بسیار را در یک‌جهت قرار دهد، در این شرایط تبدیل به بهانه گسست و منازعه می‌شود. حتی جهان شناختی که با کمک شماتیزم نظم را توضیح می‌داده، از حیض انتفاع افتاده است. چراکه اصل‌های تنظیم‌گر به زیر کشیده شدند و هر بنیادی که بتواند میدان قدرت را ساختار دهد، به عرصه رقابت نیروها بدل گشته و به‌سرعت اعتبارش به سخره گرفته می‌شود.

دقیقاً در همین تنش و جنگ همگان علیه همگان است که تماشای شکاکانه و پرسشگر راهی به نظم تازه می‌گشاید. تماشای تصورات برای دیدن نشانه‌های پوشیده از چشم و گشودگی برای شنیدن امر مسکوت است که در بحبوحه آشوب، خیال را به برساختن راهی تازه رهنمون می‌کند و تألیف جهان جدید را ممکن می‌سازد.

این است ویژگی جامعه رنسانسی، که در آن تألیف بر تأیید پیشی می‌گیرد و محافظت از پرسشگری جای پاسخگویی شتاب‌زده را می‌گیرد. چراکه هدف هنرمندانه زیستن در طوفان حادثه و خلاقانه یافتن راه‌حل-های نو به نو است که افقی به آینده می‌گشاید، نه حفظ جبهه‌ای کهنه و بی‌اعتبار که در تلاش برای حذف دیگری و بقای خودش فرسوده شده و به احتضار افتاده است. احتضار بقا در تداوم زورآزمایی در میدان قدرت، امید را تضعیف می‌کند و جامعه را به خطر می‌اندازد، درحالی‌که امید غایت خیال‌پردازی در هر منطقی است که زبان معنا کردن زندگی می‌شود و اگر خیال لایتناهی است، پس امید نیز باید بتواند تا بی‌نهایت متولد شود، حتی در بستر جامعه محتضر و این تنها از تعمق بر رخداد می‌آید.

اشتراک گذاری:
برچسب ها: سارا کریمی
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

منگوله‌دار؛ چهارپاره‌ای به پیشوازِ سرلوحۀ «ایران همچون دارایی مشترک اهالی‌اش»
مشاهیرفروش خیابان انقلاب، یک مردم‌شناس بود!
گایست در مقامِ صانعِ امر مطلق: تأمّلاتی در بابِ خوانش رابرت براندوم بر معمای قصدیّت، از اسپینوزا تا هگل
نقش روشنفکر
خرد و جامعه
نیستی از بند‌ رَسته

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اقتصاد و جامعه
  • تاریخ و سیاست
  • رسانه
  • علم
  • فلسفه
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • مقالات
  • نوشته‌‌های ارسالی
  • هنر و ادبیات
نوشته‌های تازه
  • چگونه تعمق بر رخداد ما را به تأسیس میرساند؟
  • منگوله‌دار؛ چهارپاره‌ای به پیشوازِ سرلوحۀ «ایران همچون دارایی مشترک اهالی‌اش»
  • مشاهیرفروش خیابان انقلاب، یک مردم‌شناس بود!
  • گایست در مقامِ صانعِ امر مطلق: تأمّلاتی در بابِ خوانش رابرت براندوم بر معمای قصدیّت، از اسپینوزا تا هگل
  • نقش روشنفکر

فهرست

  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها
  • خانه
  • رسانه
  • گفت‌وگوها
  • درس‌گفتارها

مقالات

  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب
  • فلسفه
  • تاریخ و سیاست
  • اقتصاد و جامعه
  • هنر و ادبیات
  • علم
  • فمنیسم و مطالعات زنان
  • معرفی و بررسی کتاب

تعمق

  • دربارۀ تعمق
  • حمایت از تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • تماس تلفنی
  • همکاری
  • دربارۀ تعمق
  • حمایت از تعمق
  • تماس با پشتیبانی
  • تماس تلفنی
  • همکاری
تمامی حقوق متعلق به نویسندگان و تعمق است.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت